-
Alireza Mousavi
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا راAinoor ای جویبار جاری زین سایه برگ مگریز
کین گونه فرصت از کف دادند بی شماران -
قانون مشاعره:
حرف آخر بیت مادر
با حرف اول بیتی که میخواییم بگیم یکی باشند
مثال:
من همانم که شبی عشق به تاراجش برد ( بیت مادر)
دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد جز غم که هزار آفرین بر غم باد( بیتی که در جواب داده شده)اینم بیت مادر این تاپیک:
دلي كز معرفت نور و صفا ديد به هر چيزي كه ديد اول خدا ديد
joy درنیابد حال پخته هیچ خام
پس سخن کوتاه باید والسلام -
joy درنیابد حال پخته هیچ خام
پس سخن کوتاه باید والسلامنوشتهشده در ۱۰ خرداد ۱۴۰۲، ۱۷:۰۱ آخرین ویرایش توسط انجام شدهAlireza Mousavi
من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن به از که ببندی و نپایی -
Alireza Mousavi
من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن به از که ببندی و نپایی_Biliifti_ یک نعره مستانه زجایی نشنیدیم
ویران شود این شهر که میخانه ندارد -
_Biliifti_ یک نعره مستانه زجایی نشنیدیم
ویران شود این شهر که میخانه نداردنوشتهشده در ۱۷ خرداد ۱۴۰۲، ۱۷:۳۷ آخرین ویرایش توسط انجام شدهAlireza Mousavi
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشمسعدی
-
Alireza Mousavi
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشمسعدی
Ansel مي رسد روزي که شرط عاشقي دلدادگي ست
آن زمان، هر دل فقط يک بار عاشق مي شود -
Ansel مي رسد روزي که شرط عاشقي دلدادگي ست
آن زمان، هر دل فقط يک بار عاشق مي شودنوشتهشده در ۱۸ خرداد ۱۴۰۲، ۱۷:۳۷ آخرین ویرایش توسط انجام شدهAlireza Mousavi
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من با دو چشم خویشتن دیدم که جانم می رود -
Alireza Mousavi
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من با دو چشم خویشتن دیدم که جانم می رودAnsel دارد اسارت تو به زینب اشارتی
از اشتیاق کیست که چشمت کشیده راه -
نوشتهشده در ۱۰ تیر ۱۴۰۲، ۲۱:۱۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
هر بار اسمت امده شعری شدی در دفترم
شب ها،بغضم گریه شد وقتی نبودی وقت خواب -
هر بار اسمت امده شعری شدی در دفترم
شب ها،بغضم گریه شد وقتی نبودی وقت خوابنوشتهشده در ۱۰ تیر ۱۴۰۲، ۲۱:۱۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده@ᴼᴸᴰ-ˢᴼᵁᴸ
باز وقت بارش باران دعا میکردم و
مادرم میگفت:آمین! دیدن روی تو را -
@ᴼᴸᴰ-ˢᴼᵁᴸ
باز وقت بارش باران دعا میکردم و
مادرم میگفت:آمین! دیدن روی تو رانوشتهشده در ۱۰ تیر ۱۴۰۲، ۲۱:۲۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده@ᴼᴸᴰ-ˢᴼᵁᴸ
اخرین دیدار ما دور از هم و با نامه شد!
من نوشتم کاش بودی بغض غمگینی گرفت! -
@ᴼᴸᴰ-ˢᴼᵁᴸ
اخرین دیدار ما دور از هم و با نامه شد!
من نوشتم کاش بودی بغض غمگینی گرفت!نوشتهشده در ۱۷ تیر ۱۴۰۲، ۸:۳۵ آخرین ویرایش توسط erfan wizard انجام شدهاین پست پاک شده! -
@ᴼᴸᴰ-ˢᴼᵁᴸ
اخرین دیدار ما دور از هم و با نامه شد!
من نوشتم کاش بودی بغض غمگینی گرفت!نوشتهشده در ۱۷ تیر ۱۴۰۲، ۸:۳۸ آخرین ویرایش توسط انجام شدهتا کی ای چشمهٔ سیماب که در چشم منی
از غَمِ دوست به روی چو زَرَم برخیزی؟
-
تا کی ای چشمهٔ سیماب که در چشم منی
از غَمِ دوست به روی چو زَرَم برخیزی؟
نوشتهشده در ۱۷ تیر ۱۴۰۲، ۸:۵۷ آخرین ویرایش توسط انجام شدهerfan wizard
یک بار خوابم امدی از گریه ها دورم کنی
گفتی که تو مال منی حالا در اغوشم بخواب -
erfan wizard
یک بار خوابم امدی از گریه ها دورم کنی
گفتی که تو مال منی حالا در اغوشم بخوابنوشتهشده در ۱۷ تیر ۱۴۰۲، ۹:۳۳ آخرین ویرایش توسط انجام شدهباش تا صبح دولتت بدمد
کاین هنوز از نتایج سحر است -
باش تا صبح دولتت بدمد
کاین هنوز از نتایج سحر استنوشتهشده در ۱۷ تیر ۱۴۰۲، ۱۰:۴۱ آخرین ویرایش توسط انجام شدهerfan wizard
تو محالی و به ممکن شدنت درگیرم!
من همانم که تو غمگین بشوی میمیرم... -
erfan wizard
تو محالی و به ممکن شدنت درگیرم!
من همانم که تو غمگین بشوی میمیرم...نوشتهشده در ۱۷ تیر ۱۴۰۲، ۱۰:۵۳ آخرین ویرایش توسط erfan wizard انجام شده@ᴼᴸᴰ-ˢᴼᵁᴸ
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیمجامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم ..
حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم بر او
ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم
-
@ᴼᴸᴰ-ˢᴼᵁᴸ
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیمجامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم ..
حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم بر او
ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم
نوشتهشده در ۱۷ تیر ۱۴۰۲، ۱۰:۵۶ آخرین ویرایش توسط انجام شدهerfan wizard
من فقط عاشق بی چون و چرایت بودم!
تو تمام من و من هم که فدایت بودم... -
erfan wizard
من فقط عاشق بی چون و چرایت بودم!
تو تمام من و من هم که فدایت بودم...نوشتهشده در ۱۸ تیر ۱۴۰۲، ۸:۴۷ آخرین ویرایش توسط انجام شدهمن ملک بودم و فردوس برین جایم بود
آدم آورد در این دیر خراب آبادم -
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
آدم آورد در این دیر خراب آبادمنوشتهشده در ۱۸ تیر ۱۴۰۲، ۱۲:۲۵ آخرین ویرایش توسط انجام شدهerfan wizard
مادرِ خسته دلم حال مرا دید و شکست !
کلِ دنیا را جنونِ غرقِ نفرینی گرفت!