-
banoo وای نه بانوو دلم برات تنگ میشههههههههههههههههههههههه
یجا باید حرف بزنیم یا اینجا یا تلگرامی ...یا..چه میدونمممنوشتهشده در ۳۰ خرداد ۱۳۹۶، ۱۴:۵۸ آخرین ویرایش توسط انجام شدهVezra در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
banoo وای نه بانوو دلم برات تنگ میشههههههههههههههههههههههه
یجا باید حرف بزنیم یا اینجا یا تلگرامی ...یا..چه میدونممممنم حتمنیی
نگران نباش 15 تیر میایم نشونی میدیم
و به تجربیا دلداری واسه16ام -
Vezra در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
banoo وای نه بانوو دلم برات تنگ میشههههههههههههههههههههههه
یجا باید حرف بزنیم یا اینجا یا تلگرامی ...یا..چه میدونممممنم حتمنیی
نگران نباش 15 تیر میایم نشونی میدیم
و به تجربیا دلداری واسه16امbanoo دلداري رو خوب اومدي
ولي هيچكس از يه رياضي كه 16 ام كنكور زبان داره غمگين تر نميتونه باشه -
Vezra در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
banoo وای نه بانوو دلم برات تنگ میشههههههههههههههههههههههه
یجا باید حرف بزنیم یا اینجا یا تلگرامی ...یا..چه میدونممممنم حتمنیی
نگران نباش 15 تیر میایم نشونی میدیم
و به تجربیا دلداری واسه16امنوشتهشده در ۳۰ خرداد ۱۳۹۶، ۱۵:۰۱ آخرین ویرایش توسط انجام شدهbanoo در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
Vezra در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
banoo وای نه بانوو دلم برات تنگ میشههههههههههههههههههههههه
یجا باید حرف بزنیم یا اینجا یا تلگرامی ...یا..چه میدونممممنم حتمنیی
نگران نباش 15 تیر میایم نشونی میدیم
و به تجربیا دلداری واسه16ام
حتمااااااااااااااااااااااااااااااااااا
اخ اخ گفتی -
banoo دلداري رو خوب اومدي
ولي هيچكس از يه رياضي كه 16 ام كنكور زبان داره غمگين تر نميتونه باشه -
banoo دلداري رو خوب اومدي
ولي هيچكس از يه رياضي كه 16 ام كنكور زبان داره غمگين تر نميتونه باشهنوشتهشده در ۳۰ خرداد ۱۳۹۶، ۱۵:۰۲ آخرین ویرایش توسط انجام شدهMahsa Ss در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
banoo دلداري رو خوب اومدي
ولي هيچكس از يه رياضي كه 16 ام كنكور زبان داره غمگين تر نميتونه باشهمن دقیقا واسه همین زبان شرکت نکردم
سخته واقعا
خدا قوت -
Mahsa Ss در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
javad-mahdizadeh خدا ي جذابيت ادمين نشه كي بشه؟؟
معلومه
من+میلاد+رضا +امیر+سایر برادران حاضرنوشتهشده در ۳۰ خرداد ۱۳۹۶، ۱۵:۰۴ آخرین ویرایش توسط انجام شدهjavad-mahdizadeh در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
من+میلاد+رضا +امیر+سایر برادران حاضر
استغفر....:/
-
نوشتهشده در ۳۰ خرداد ۱۳۹۶، ۱۵:۰۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
هیس میخوام خاطره بگم از بچه بغل کردن من
-
javad-mahdizadeh در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
من+میلاد+رضا +امیر+سایر برادران حاضر
استغفر....:/
نوشتهشده در ۳۰ خرداد ۱۳۹۶، ۱۵:۰۵ آخرین ویرایش توسط انجام شدهDr.Saraaa در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
javad-mahdizadeh در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
من+میلاد+رضا +امیر+سایر برادران حاضر
استغفر....:/
-
نوشتهشده در ۳۰ خرداد ۱۳۹۶، ۱۵:۰۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
_MILAD_ در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
هیس میخوام خاطره بگم از بچه بغل کردن من
اوم ... قبل از اینکه بگی سوال واسم پیش اومد ... زندس همون بچه؟!
-
javad-mahdizadeh در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
من+میلاد+رضا +امیر+سایر برادران حاضر
استغفر....:/
Dr.Saraaa به به سيلام:)
-
س س س س س س س س س لام
-
نوشتهشده در ۳۰ خرداد ۱۳۹۶، ۱۵:۰۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
Mahsa Ss در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
Dr.Saraaa به به سيلام:)
سلام عزیزممممم:)
خوبی مهندس جان؟ -
نوشتهشده در ۳۰ خرداد ۱۳۹۶، ۱۵:۰۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
یه سری پسر خالم کوچیک بود 3 سالش فک کنم بغل کردم همینجوری مینداختمش بالا
رفتم تو حیاط انداختمش بالابعد یهو دیدم با سرعتی که بالا میرفت برنگشت تو دستم یه چیزی بهش شتاب داده بود خیلی سریع اومد پایینا میخواستم از دست منم رد بشه
نگو بالا سرمون تیر اهن بوده این خورد برگشت پایین خیلی گریه کرد
ولی هیچی نشد نترسید
دیگه از اون به بعد بچه بل نکردم
-
نوشتهشده در ۳۰ خرداد ۱۳۹۶، ۱۵:۰۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
Mahsa Ss در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
Dr.Saraaa به به سيلام:)
سلام عزیزممممم:)
خوبی مهندس جان؟Dr.Saraaa موچكر دكي:)
ميبينم كه به خداي جذابيت تغيير لقب دادي:))))) -
:)........
.
-
نوشتهشده در ۳۰ خرداد ۱۳۹۶، ۱۵:۰۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۳۰ خرداد ۱۳۹۶، ۱۵:۰۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
Mahsa Ss در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
Dr.Saraaa موچكر دكي:)
ميبينم كه به خداي جذابيت تغيير لقب دادي:)))))آره دیگ چ کنیم
-
یه سری پسر خالم کوچیک بود 3 سالش فک کنم بغل کردم همینجوری مینداختمش بالا
رفتم تو حیاط انداختمش بالابعد یهو دیدم با سرعتی که بالا میرفت برنگشت تو دستم یه چیزی بهش شتاب داده بود خیلی سریع اومد پایینا میخواستم از دست منم رد بشه
نگو بالا سرمون تیر اهن بوده این خورد برگشت پایین خیلی گریه کرد
ولی هیچی نشد نترسید
دیگه از اون به بعد بچه بل نکردم
_MILAD_ مثه پسر عموي من شدي از بس بچه رو انداخت بالا يهو نتونست بگير با مغز اومد روي زمين
-
یه سری پسر خالم کوچیک بود 3 سالش فک کنم بغل کردم همینجوری مینداختمش بالا
رفتم تو حیاط انداختمش بالابعد یهو دیدم با سرعتی که بالا میرفت برنگشت تو دستم یه چیزی بهش شتاب داده بود خیلی سریع اومد پایینا میخواستم از دست منم رد بشه
نگو بالا سرمون تیر اهن بوده این خورد برگشت پایین خیلی گریه کرد
ولی هیچی نشد نترسید
دیگه از اون به بعد بچه بل نکردم