Skip to content
  • دسته‌بندی‌ها
  • 0 نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع
پوسته‌ها
  • Light
  • Brite
  • Cerulean
  • Cosmo
  • Flatly
  • Journal
  • Litera
  • Lumen
  • Lux
  • Materia
  • Minty
  • Morph
  • Pulse
  • Sandstone
  • Simplex
  • Sketchy
  • Spacelab
  • United
  • Yeti
  • Zephyr
  • Dark
  • Cyborg
  • Darkly
  • Quartz
  • Slate
  • Solar
  • Superhero
  • Vapor

  • Default (بدون پوسته)
  • بدون پوسته
بستن
Brand Logo

آلاخونه | شبکه اجتماعی دانش آموزی آلاء

  • سوال یا موضوع جدیدی بنویس

  • سوال مشاوره ای
  • سوال زیست
  • سوال ریاضی
  • سوال فیزیک
  • سوال شیمی
  • سایر
پ

پنیرک

@پنیرک
درباره‌‌ی من
دیدگاه‌ها
638
موضوع ها
5
Shares
0
گروه‌ها
0
دنبال‌کننده‌ها
6
دنبال‌شونده‌ها
2

دیدگاه‌ها

تازه‌ها بهترین Controversial

  • آرایه
    پ پنیرک

    @danial-hosseiny در آرایه گفته است:

    اضافهٔ تشبیهی داریم.
    تشبیه نداریم.

    این دوتا جمله پشت سر هم تضاد نداره؟ 🙄😶
    تو کنکور ۹۰ درصد سوالایی که تشبیه می خوان در واقع اضافه تشبیهی داریم تو ابیات و اون ۱۰ درصد باقی مونده تشبیه گسترده است که همه ارکان ذکر میشه ...

    ادبیات و زبان فارسی

  • معنی شعر
    پ پنیرک

    @danial-hosseiny
    چه باحال. سپاس از سنا خانم. الان با عقل بیشتر جور در میاد این بیت:
    می شود فرمان پذیر از دیگران / طرح تعمیر تو از گِل ریختند
    پس میگه طرح تعمیر تو رو از گِل آفرینشت ریختند ...
    حتی این بیت :«چون حیا شوخی ندارد جوهر ایجاد من / بر عرق زن تا گل تعمیر من پیدا شود» هم الان فهمش راحت تره. گفته گِل تعمیر من رو با عرق (شراب) بساز نه با آب. شبیه اون بیت هست که حافظ گفته بود گِل آدم رو از شراب ساختند (گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند).
    پس گِل هارو ریخته بودم تو گُلا، البته یکی دوجا هم واقعا گُل بود.

    ادبیات و زبان فارسی

  • معنی شعر
    پ پنیرک

    atena abolhasani
    درود بر شمایی که یه تاپیک زدی پشه هم پر نمیزنه 😂😂 سوال سخت پرسیدن هم هنر می خواد.
    اول حدس زدم گلابه دیگه. ولی بعد معنی رو به هیچ جا نرسیدم. «آب گهر گل» به گلاب زیاد می خوره ولی اون کلمه تعمیر کار رو خراب می کنه.
    بعد اصطلاحش رو گشتم و ابیات مشابه رو پیدا کردم بلکه کورسوی امیدی پیدا کنم. اینا پیدا شد:
    ۱. تا نگردد جذبهٔ توفیق صائب دستگیر / از گل تعمیر، پای خود کشیدن مشکل است
    ۲. گیریم گل در آب به تعمیر دیگران / هر چند سیل گوشهٔ ویرانهٔ خودیم
    ۳. می شود فرمان پذیر از دیگران / طرح تعمیر تو از گل ریختند
    ۴. اگر ز معمار دهر باشد بنای انصاف را ثباتی / گلی‌که تعمیر رنگ دارد چراش در آب زر نگیرد
    ۵. چون حیا شوخی ندارد جوهر ایجاد من / بر عرق زن تا گل تعمیر من پیدا شود
    نتیجه؟ با اینکه ارتباط بین گل و تعمیر و یه جایی آب، مشخصه ولی من اندازه سر ناخن هم نفهمیدم چیه.
    تا اینکه این پیدا شد:
    عقدهٔ ‌کارت دلیل اعتبار دیگر است / شاخ‌ گل چون غنچه آرد رشتهٔ‌ گوهر شود
    بر شکست هر زیان تعمیر سودی بسته‌اند / فربهی وقف غناگر آرزو لاغر شود
    کلمات تعمیر و گل دو جای مختلف اومده ولی چون نزدیک هم اومده اند (دو مصراع پشت سر هم) و قبلش هم تو اشعار دیگه دیدیم که با هم ارتباط دارند، پس میشه حدس زد اتفاقی نبوده و اندیشه شاعر همین هست که اینجا گفته. شاعر به اینکه در هر زشتی و زیانی یه حکمتی هست اعتقاد داره. ابیات اولی هم یه جا هست که شاعر «گل» رو حاوی «تعمیر رنگ» دونسته. حالا اگر این رو بذاریم کنار این دو بیت:
    به نظرم حالت ابتدایی شاخه و گل که زیبا نیست مد نظر شاعر بوده. و اینکه بعداً همین گل و شاخه نازیبا چقدر زیبا میشه. اول شاخه بی ریخت و بعداً گل های خوشرنگ.همون داستان کرم و پروانه.
    این نازیبایی به زیبایی رسیدن رو با کلمه «تعمیر» به معنی آباد کردن و اصلاح کردن ارتباط داده و گفته که حکمتش این بوده.
    تو اصطلاح دینی داریم «توبه و اصلاح»، که از خرابی اولش به آبادانی آخرش می رسیم. دین رو هم آوردم وسط، چون تو بیت ۱ (بالا) به نظرم صائب همین رو گفته. به تعمیر گل اشاره کرده و بعد به خودش که اگر لازم باشه واسه خودش هم این اتفاق بیوفته، به توفیق و لطف الهی هم نیازمنده.
    حالا قبل ادامه دادن به کمی تنفس و استراحت نیازه، مبحث سنگینه آخر شبی!🥱 برگردیم سر بیت اصلی.
    فقط حدس می زنم، که منظورش این هست همراه با شرم و حیا تلاش کن و از این موضوع ناراضی نباش. چون اساس و پایه جمال زیبارویان رو بر شاخه گلی نازیبا قرار دادند. که این شاخه گل با قرارگیری در آب (شبیه بیت ۲ بالا) بعداً رشد کنه، شکوفه بده و زیبا بشه (تعمیر بشه).


    نهایتاً ۲۰ درصد می تونم صحیح بودن تعابیرم رو تضمین کنم براتون. چون همه‌اش برداشت شخصی بوده بدون مطالعه از منبع دیگری.
    اما خب، اگر کسی ایده بهتری داره بگه.

    ادبیات و زبان فارسی

  • قرابت
    پ پنیرک

    @Amin-Forouzan
    من ۲ ماه تا ۱۸ سالم مونده، اصلاً به همین خاطر دوز سوم واکسن هم نزدن برام گفتن واسه بالا ۱۸ ساله.
    لذا این تاپیک واسه من ممنوعه، خودتون یه کاریش بکنید، شب بخیر 😁🤦

    ادبیات و زبان فارسی

  • قرابت
    پ پنیرک

    physic z
    اون اعراب گذاری مصرع دومش که مثبت ۱۸ شد 😂😕😐

    ادبیات و زبان فارسی

  • قرابت
    پ پنیرک

    @Mr-Wick
    معنی ظاهری شون که راحته ولی پیام و مفهومشون رو من ترجیح می دم نظر ندم. سرچ کردم از اشعار مولوی هست و خب اساساً با درک مفاهیم این شاعر محترم از قدیم عاجز بودم! فقط معنی ظاهری شون رو می گم.
    ۱. ترک: از قدیم دختران ترک در ایران به زیبایی معروف بودند.امروزه هم بررسی بفرمایید می فهمید که بیراه هم نمی گفتند! یه نکته تاریخی هم اینکه بخش اعظمی از تاریخ هم ترکان بر ایران حکومت داشتند و این هم تاثیر گذار بود. بنابراین «ترک» به تنهایی به زیبارویان زیاد اطلاق میشه. مثال معروفش :«اگر آن ترک شیرازی ...».
    هندو: غلامان هندی و سیاه چهره.
    مصرع اول گفته: زیبارویی در میان غلامان هندی شبیه روزی است که در عمق شب پنهان شده.
    [اون نکته تاریخی که گفتم اینجا محسوس هست. چطور؟ خب از اینکه حاکمان و والیان ایرانی از ترکان بودند پس اغلب نجیب زادگان و خانواده های مرفهی که می توانستند غلام و برده بگیرند هم اکثراً در دوره هایی ترک بودند. و بدین سان اغلب دختر زیباروی ترک از ثروت و مقام پدر چندین غلام و نوکر داشته دور و برش که شاعر در این مصرع به روزی پنهان در میان شب تشبیهش کرده.]
    مصرع دوم بخش اولش «تَرکِ تازی» هست (جناس).
    مصرع دوم گفته: شب هنگام عرب ها را رها کن که آن زیباروی ترک به چادر (خیمه) رفت.
    ۲. زنگی: سیاه پوست
    گفته: ما و سیاهپوستان شب از نگهبان در حال فرار و دوری بودیم چون طلا دزدیده بودیم و به دنبالمون بود.
    همون طور که گفتم، مفهوم و اندرزشون رو می‌سپارم به خودتون ...

    ادبیات و زبان فارسی

  • قرابت
    پ پنیرک

    علیرضا تمدنی
    من یادمه همین اواخر یه بنده خدایی یه توصیه طلایی کرد. گفت :«جای بحثی باقی نمی مونه، هیچ وقت تو زندگی سخت نگیرید!».
    می خوام به توصیه طلایی‌اش عمل کنم و این بحث رو ادامه ندم. ارزش نداره. چون نمی خوام سخت بگیرم. از اول هم سخت نگرفتم و اولین پست این تاپیکم هم واسه ساده گیری بود.
    الان هم، از حضورتون مرخص می شم. اگر چیزی لازم بوده که صاحب تاپیک یاد بگیره و به معلوماتش اضافه بشه، تا همین الان شده. بقیه‌اش خرده شیشه و فرع کاره.
    روز خوش

    ادبیات و زبان فارسی

  • قرابت
    پ پنیرک

    علیرضا تمدنی
    پذیرش من مهم نیست. اما نهایتاً می خوایم به این نتیجه برسیم که مفهوم کلی و اصلی مورد نظر چی بوده؟ تو عکسی که فرستادی نوشته این زعفران و ... با ارزش تر از لاله دونستند. پس چه با نظر متفاوت من [که اعتراف کنم کمی از قوه تخیلم استفاده کردم و بخشی اش رو حدس زدم] که به زعفران زرد با ارزش رسیدیم و چه به نظر تو که به زعفران زرد با ارزش رسیدیم، درسته راه هایی که اومدیم متفاوت اند ولی هردو تو هدف اصلی که از یه سطح پایینتر به سطح بالاتر رسیدیم مشترک اند. همون به کمال رسیدنه که مشترک میشه با گزینه ۲ و ۳.
    نهایتاً، تست حل میشه دیگه؟ الان دیگه موافقیم هردو که گزینه ۱ به کمال رسیدنه رو هم داره. درسته؟ (خب اولش موافق نبودی)

    ادبیات و زبان فارسی

  • قرابت
    پ پنیرک

    علیرضا تمدنی
    براوو.
    خب البته این عکس که آوردی دقیقاً و یکسان با گزینه ۱ ما نیست. چون گزینه یک به تنهایی لاله‌زاری رو به چهره عاشق ربط داده و بعد روییدن زعفران رو هم به همون چهره عاشق ربط داده. از این بابت کمی متفاوته.
    اما بقیه‌اش با ۳ درصد خطا همون حرف اول منو میزنه.
    پس الان دیگه با گزینه ۱ موردی نداری؟ حل شد؟

    ادبیات و زبان فارسی

  • قرابت
    پ پنیرک

    علیرضا تمدنی در قرابت گفته است:

    @Amin-Forouzan
    ببین این بیت که از سعدی گفتی مس توش کم ارزش ولی طلا با ارزش بود
    اما مثلا لاله رو میتونیم بگیریم کم ارزش و زعفران رو با ارزش؟ نه...کاملا نا زیبا و غیر شاعرانه است

    خب نه من هم نمی گم لاله رو کم ارزش بگیریم. قرابت اون بیت با این بیت در یک چیز ظاهری و ساده بود که تو خاطر من مونده بود. از سرخی به زردی رسیدن. و این هم در خاطرم مونده بود که این از سرخی به زردی رسیدن مفهوم به کمال رسیدن رو میده پس گزینه ۱ برام از اول واضح و بدون اشکال اومد.
    تو این بیت من می گم لاله رو نماد و درجه معمول عشق بگیریم. همون طور که خیلی جاها لاله به نماد عشق و عاشقی ساده میاد. در حالی که زعفران درجه و لول بالاتر و کاملتر.
    و بعد که بیت رو بخونیم شاعر گفته از لاله ها، زعفران روییده. و این طور همه تکه های پازل رو که می ذارم کنار هم با هم جور در میاد و مفهوم به کمال رسوندن رو در گزینه ۱ هم می بینم که با ۲ و ۳ اوکی میشه.

    ادبیات و زبان فارسی

  • قرابت
    پ پنیرک

    Mahan Xodayi 2 ماهان جان کاش جواب تست رو زود نمی گفتی، فرصت می شد بچه ها با همون ذهن باز اولیه بیشتر بحث می کردن.
    دوستان می خوام جمع بندی کنم، به نظرم جواب همون ۴ هست و تست هم موردی نداره. این تست مفهوم مورد نظر طراح :«عشق باعث به کمال رسیدن وجود کم ارزش» هست. چطور؟
    گزینه ۲ و ۳ رو همون اول علیرضا خیلی خوب و زود تشخیص داد که همینه. پس در مورد این دوتا حرفی نمی زنم.
    در مورد گزینه ۱ و ۴، خب دقت کنید که گزینه ۱ خیلی زیبا داره همین مفهوم رو می گه.اشکال شما دوستان اینه لاله رو فقط نماد از غم عشق و دوری معشوق و ... می گیرید. گاهی در ادبیات لاله به سادگی فقط برای نشون دادن عشق و عاشق شدن میاد. و کاری هم به غم و رنجش نداره.
    زعفران رو هم می دونیم که از قدیم با ارزش بوده.
    پس گزینه ۱ گفته:« از چهره لاله‌ای (سرخ-نماد معمول عشق) عاشق، زعفران (زرد-یک چیز با ارزش) روییده. و این از سرخ به زرد رسیدن، از لاله یا همون نماد معمول عشق به ارزشمندی زعفران رسیدن میشه همون مفهوم مورد نظر ما.یعنی عشق باعث کمال وجود میشه. حتی من یک بیت به خاطرم اومد که دقیقاً با گزینه ۱ قرابت داره و همین حرف رو میزنه.البته اونجا به جای لاله و زعفران، مس و طلا داریم. بنگرید:
    «گویند روی سرخ تو سعدی که زرد کرد/اکسیر عشق بر مِسم افتاد و زر شدم»
    (مصرع دوم میگه عشق مانند اکسیری باعث شد وجود بی ارزش و سرخ من (مس) به وجود زرد و با ارزش (طلا) تبدیل بشه! پس عشق مایه به کمال رسیدن عاشق هست ...)
    و اما گزینه ۴ هم کلاً از این مباحث پرته. چون گزینه ۴ گفته در آغاز آفرینش با زیبایی تو عاشق شدم. تاکیدش بر زمان شروع عاشقی هست یعنی از ازل. خب می خواد به «ازلی بودن عشق» اشاره کنه و بس.

    ادبیات و زبان فارسی

  • معنی بیت
    پ پنیرک

    @ftm-montazeri
    به دنبال ارتباط مهمان و فقیری نباش. یه مثال و روایته فقط. تو این مورد خاص مهمان فقیر بوده، که اصل مطلب یه چیز دیگه رو بگه.
    مثل روایت هایی از پیامبر در مورد بخشندگی و غم‌خواری که میگه مسلمان من نیست کسی که خیالش آسوده باشه در حالی که شب همسایه‌اش گرسنه سر بر بالین می ذاره. داستان های قدیمی اینجوری همسایه، مهمان، فامیل، دوست و ... هرچی می خوای بذار جاش.
    این بیت خاص، گوینده به زبون خودمونی می گه وجدانم راحت نیست که مهمان فقیرم، شب (فقط به خاطر نگرانی مادی) ناراحت بخوابه. با توجه به گزینه ۲ و ۳ می فهمیم که مفهوم مورد نظر تست بخشندگی هست. پس احتمالاً ادامه بیت گزینه ۱ میشه اینکه گوینده به این مهمان مذکور (که فقیر بوده) یه کمکی کرده که ناراحتی مهمانش رو برطرف کنه. و جوانمردی خودش رو هم نشون بده.

    ادبیات و زبان فارسی

  • معنی بیت
    پ پنیرک

    @ftm-montazeri
    «که مهمان بخسبد دل از فقر، ریش»
    که مهمان در حالی که از تنگدستی و نداری دلش ریش شده است (کنایه، آزرده و ناراحت است) بخوابد. مصرع اول هم از مروت صحبت کرده. پس گزینه ۱ هم مثل ۲ و ۳ به مهربانی و بخشندگی به دیگران اشاره داره.
    گزینه ۴ هم که می گه با بدان نباید خوبی کرد، چون به خودمون بر می گرده.

    ادبیات و زبان فارسی

  • تست قرابت
    پ پنیرک

    Sara_R
    وقت گل: مجاز از فصل بهار
    ۲.شاعر قبل از رسیدن بهار و زنده شدن طبیعت از شراب خواری توبه کرده ولی وقتی دوباره فصل بهار از سر رسیده از توبه‌اش ابراز پشیمونی کرده. مصرع دوم هم حالت دعایی داره که کاش هیچ کس از تصمیمات اشتباه (در اینجا به نظر شاعر، توبه از شراب خواری!) پشیمون نشه.
    ۳ و ۴ هم شبیه ۲ هست. قصد توبه نکردن از نوش یا ابراز پشیمانی از توبه از نوش. جواب تست میشه ۱.
    ۱. می صبوح: شرابخواری هنگام صبح. گفته: تا کی می خواهی هنگام صبح می بنوشی و به خواب شیرین سحرگاهی بپردازی؟ گاهی هم در سحرگاه وقت بگذار برای ارتباط با خدا و طلب بخشش از گناهان.

    ادبیات و زبان فارسی

  • تست قرابت قلم چی
    پ پنیرک

    یه چیزی یادم اومد.
    اصلاً یه جا بود من واسه یکی دیگه در مورد کسب جمعیت از زلف پریشان (به قول آقای موقاری) روضه خونده بودم. اینجا:
    https://forum.alaatv.com/topic/39059/paradox
    این تست امشب اگر جوابش ۳ می‌شد، دانسته های قبلیم رو با خاک یکسان می کرد. این بده!
    خداروشکر که ختم به خیر شد!

    ادبیات و زبان فارسی

  • تست قرابت قلم چی
    پ پنیرک

    @danial-hosseiny
    بنده خدا تودلی رو ایگنور کرده، اونجا نمی تونیم مورد عنایت قرارش بدیم 😂😐

    ادبیات و زبان فارسی

  • تست قرابت قلم چی
    پ پنیرک

    @Amin-Forouzan در تست قرابت قلم چی گفته است:

    Sara_R
    گزینه ۲؟

    هعییییی، روزگار ...

    ادبیات و زبان فارسی

  • تست قرابت قلم چی
    پ پنیرک

    اشتباه باشه تا یه هفته سارا رو تحریم می کنیم تاپیک درسیاش جواب نمی دیم 😂😂🤦

    ادبیات و زبان فارسی

  • تست قرابت قلم چی
    پ پنیرک

    @Mr-Wick
    داداش پستا رو از اول بخون می فهمی نظر مارو...
    هنوز خودمون به اجماع قطعی که مورد قبول جمع باشه نرسیدیم واسه سوال.

    ادبیات و زبان فارسی

  • تست قرابت قلم چی
    پ پنیرک

    علیرضا تمدنی تاثیر گذار بود 😂🤦

    ادبیات و زبان فارسی
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 31
  • 32
  • 5 / 32
  • درون آمدن

  • حساب کاربری ندارید؟ نام‌نویسی

  • برای جستجو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
  • اولین پست
    آخرین پست
0
  • دسته‌بندی‌ها
  • نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع