بچهها، من قبلا بارها گفتم... الآن هم مجدد میگم.
حسن تعلیل آوردن یه دلیل زیبا و غیرعلمی برای یک پدیدهٔ علمی و واقعیه.
اینکه شاعر میگه جهانم سیاه شده، آیا یک اتفاق علمیه؟ خیر... شاعر داره غصه میخوره و وضعیت خودش رو توصبف میکنه که چقدر بده. جهان و روزگار شاعر هنوز به صورت واقعی روزه.
اگه مثلا میگفت چون اون ستاره میاد شب هم میاد، قبول بود. اما این داره میگه به خاطر نبودن اون ستاره، روزگارم تاریکه.(بیچارهم) خب اینکه حسن تعلیل نیست...
S.daniyal hosseiny
دیدگاهها
-
حسن تعلیل* -
قرابت۴Faez Fateminia
دوست داشتم تستشو😁😁
بذار بذارمش توی تودلی، بچهها بیان همه این تست رو ببینن و درموردش نظر بدن.
تا من در آخر نظر کلیم رو میگم.
@mr.wick
Sara_R
Sana Asadi 1
Nila YS
@ali-valicheki
Matin Mousavi 1
تحلیل همهتون از تست رو میخوام.
«من؟» و اینا هم نداریم☺️♥😂
به جواب منم کاری نداشته باشید. تحلیل خودتونو میخوام. -
واژه های فرد!!!!FATEMEH VARAN
چند ساله؟!

-
نوع را 98Sara_R
سلام.
دقیقا دیروز این سؤالو تحلیل کردم😂
روز توبهست و تو را نرگس جادو سرمست
روز توبه است و نرگس جادو سرمست توست.
فک اضافه. -
نوع را 98Sara_R
هرجوری که با مصرع اول برخورد میکنی با مصرع دوم هم دقیقا به همون شکل باید برخورد کنی...
ماه روزه است و مرا شربت هجران روزی
ماه روزه و شربت هجران روزیِ من است.
روز توبه است و تو را نرگس جادو سرمست
روز توبه است و نرگس جادو سرمست توست.
هر استدلالی که برای مصرع اول بخوای بیاری، برای مصراع دوم هم صادقه...
اونجوری که تو نگاهش میکنی:
ماه روزه است و مرا شربت هجران روزی (است)
ماه روزه است و شربت هجران برای من روزی (است).
فعل است گذرا به متمم نیست.
یعنی درواقع نیازی به متمم نداره🤷🏻♂️
متممی که براش لحاظ میشه، متمم قیدی خطاب میشه.
فک اضافه بودن را و تبدیل من به مضاف الیه، توی اولویت قرار میگیره... -
کنکور 1400Mariya Musavi
سلام.
صورت سؤال میگه که از گذر روزگار نام و گفتار پاک تباه نمیشه و از بین نمیره.
گزینهٔ اول میگه که اون کسی سزاوار نیک نامیه که گفتار و کردارش خوب باشه.
گزینهٔ دوم داره میگه که اون حرفی رو بزن که میدونی سودمنده. وگرنه هیچکسی از حرفت خوشش نمیاد.
گزینهٔ سوم میگه که از کارها اونی رو انتخاب کن که از گفتنش آبروت از بین نره.
گزینهٔ چهارم میگه که خوش به حال کسی که بعد از او حدیث خیر و خوشی بگن. چونکه جز نام و حدیث از آدمی نمیمونه. -
تضمین 🥀D Oo
خب شما همینجوری از اول بقیهشم میذاشتی دیگه😂🥺
چرا گروکشی میکنی😂😂🥺🥺 -
سوالای آسون ولی برای من مشکل در ادبیاتاو را به جمال میلی نباشد
۱) دیدم گفته بودین «را» فک اضافهست.
غلطه. رای فک اضافه باید بین دو کلمه بیاد.
علی را دست
سر را سودا
۲) اگر را رای متممی باشه و معنای «برای» بده.
«برای او به جمال میلی نباشد.»
ما درحال حاضر توی ادبیات خودمون باز این عبارت رو سادهتر میکنیم.
«برای او میلی به جمال نیست»
به این شکل، فعلمون حالت اسنادی پیدا میکنه.
«برای او» تبدیل میشه به گروه متمم قیدی.
میل میشه نهاد جمله و «به جمال» هم میشه متمم.
چون گروه متمم قیدی اول قابل حذفه، اینجوری راحتتر متوجه میشین چرا «او» نهاد نیست.
۳) اگر بیایم و جمله رو به این شکل معنا کنیم.
او به جمال میلی ندارد.
در این صورت با فعل اسنادی طرف نیستیم.
نهاد جمله میشه او
«به جمال» متممه
و میل مفعول جملهست.
ندارد هم که فعل ماست.
این حالت غلط نیست بچهها. بلد باشین. اما حالت دومی رو درستتر میگیرن و درستتر میدونن. -
نقشپرستو بابایی
سلام. نقشش نهاده. ولی یکم در نگاه اول، متوجه شدنش سخته =)))
همی داد مژده یکی را دگر
دگر یکی را مژده همی داد
دگر به یکی مژده میداد
دیگری به یکی (دیگر) مژده میداد
دگر میشه نهاد
یکی میشه متمم
را رای متممیه
مژده میشه مفعول
همی داد که فعل -
نقش های تبعیپرستو بابایی
سلام.
خیر. نقش تبعی تکرار، زمانیه که یه کلمه با معنی یکسان دو بار در جمله بیاد.
من خیلی خستهم خیلی.
اما توی این مثالی که تو نوشتی، کلمات این اتفاق براشون نیوفتاده.
«لخت لخت» و «چاک چاک» هردو یک عبارتن و یک کلمه میسازن که هر دو به معنی تکه تکه و پاره پارهست.
اما اگه همین عبارت اینجوری بود
قبا چاک خورده بود، چاک.
اینجا تکرار داشتیم.
ولی وقتی هردو کلمه در صورت تکرار باز یه ترکیب و کلمه رو بسازن، دیگه اونوقت تکرار نداریم. -
سوالاتم از ادبیات^^پرستو بابایی
سلام.
ببین درواقع توضیح سؤالت به این شکل میشه.
این عبارت رو اگه بخوای ساده شده درنظر بگیری، اینطوریه.
مثل ژرفی و پهنای چاه که باورنکردنی بود، بیشرمیش هم باورنکردنی بود.
خب؟
برای همین درواقع انگار جملهٔ دومه که داره به اولی تشبیه میشه.
بیشرمی چاه مثل ژرفی و پهناش باورنکردنی بود. -
جمله وابستهوسط دل و قلوه ردو بدل کردناتون بگم که درنهایت به جواب درستی رسیدین ولی با استدلال غلط 😂🙂♥
-
درست یا نادرست@Zahra-Kazemi402
شما نوشته بودی مهم نیست. این در ادامه ممکنه برای شخصی که پیامت رو میخونه برداشت غلط ایجاد کنه.
اگه منظورت از مطالعه اینه که بری ببینی چیه و اینا، واقعا در حد یه مطالعهٔ سر سری هم که باشه کافیه.
بعد اصلا چیز سختی نیست. اسمش جدیده براتون معمولا فکر میکنین خیلی پیچیدهست.
گذرا بودن فعل یعنی فعل به اون گروه اسمی نیاز داره.
یعنی وقتی میگی گذرا به مفعول، یعنی به مفعول نیاز داره.
حفظ کردنی هم نیست. واقعا در همین حد که من گفتم باید بلد باشین و بعدش خودتون با افعال مواجه بشین و ببینین که آیا این فعلی که دارین، چه گروههای اسمی رو نیاز داره تا معنای کاملی رو برسونه. -
سوزش و فشاری شدن با کلام وحشینمیدونم درنهایت بحثتون چی شد نتیجهش. چونکه بیشتر گیجشدن دیدم تا نتیجهگیری. برای همین لازم میبینم پاسخ بدم.
به سوزی ده کلامم را روایی
به سوزی کلامم را روایی ده
به سوزی به کلامم روایی ده
با سوزی به کلام من روایتی بده
نهاد محذوف تو
با سوزی و به کلامم متمم
روایتی مفعوله
و بده هم که فعل هستش.
راستش نمیدونم چرا فکر کردین که کلامم مفعوله.
احتمالا چون قبل را اومده اینطور برداشت کردین. یا اینکه درک درستی هنوز از رای مفعولی ندارین. خصوصا در جملهٔ امری.
فرض کنین جمله امری نبود.
کلامم را روایی داد.
این را رای مفعولی نیست بچهها. رای حرف اضافهست.
او همهٔ ما را کُشت.
اینجا را مفعولیه.
تفاوت مهمی دارن. توی این قسمت که مفعول اونیه که کار روش انجام شده. جدای از این، فعل «کشت» نیاز به مفعول داره درحالی که فعل «داد» هم مفعول میخواد. اما نه از یکی بیشتر. وقتی مفعولی به گلدرشتی «روایی» داره، دیگه پس برای بعدی باید دنبال این باشین که کجای کار رو دارین اشتباه میکنین. -
آرایهمن فکر میکنم طراح سؤال زیستن با نیستی رو پارادوکس گرفته باشه.
بیعشق زیستن را جز نیستی چه نام است
نیستی رو در معنای نبودن و مرگ درنظر گرفته. برای همین زیستن در عین مرگ رو پارادوکس گرفته. -
وابستهپرستو بابایی
سلام. به نظر من روند اینجوریه:
هر نفسی که فرو میرود، ممد حیات است.
«هر نفسی که فرو میرود» جملهٔ پیرو
«ممد حیات است» جملهٔ پایه
و چون بر میآید، مفرح ذات (است).
«چون برمیآید» جملهٔ پیرو
«مفرح ذات است» جملهٔ پایه -
هفت وادی رو حفظ کنیم؟Akito
بله ممکنه.
وادیها رو حتما اسمش رو بدونین و حتما یک بار از روی اشعار تمام قسمتای درس مربوطه خونده باشین. چون همون بیتا رو میدن و میپرسن متعلق به کدوم وادیه.
ما هم با کد «طعم اتحف» وادیها رو حفظ بودیم و هستیم. -
متمم نداره؟Akito
(تو) از گردش قرنها پس افکند (هستی)
و بقیهش هم با خودتون -
فعلپرستو بابایی
سلام.
این کلمه درواقع بِبُریدهاند بوده.
که توی غزل به علت رعایت وزن میخونیم بُبریدهاند.
که خب ب باید حذف بشه. بریدهاند.
اسمی برای این عبارت توی ذهنم نمیاد ولی چیز عجیبی نیست خیلی جاها دیدینش.
بکشتند، بخوردند، بمردند، ببردند و ...
تبدیل مصدر به بن ماضی:
بریدن ---> برید
تبدیل مصدر به بن مضارع:
بریدن ---> بِبُر ---> بُر
...
و خب مشخصه وقتی به بن ماضی «ه» اضافه بکنیم، ماضی نقلی ساختیم. دیگه بقیهش فقط سر در گمی برامون داره. -
حذف فعل معنویMaaah
توی الف منادا داریم. عشق من (با تو صحبت میکنم)
توی گزینهٔ ب حذف نداریم که توضیح میدم چرا.
توی گزینهٔ جیم به جانْت سوگند (میخورم)
توی گزینهٔ دال والی از کجا (مشخص است؟) که در خانهٔ خمار نیست.
حالا چرا ب حذف نداره؟
پادشه را کرم باید خودش یک جملهٔ کامله. اینجا باید نقش فعل رو داره ایفا میکنه و در معنای لازم است اومده.