Maryam Nateqi
سلام. شاید شنیدن این مطلب از زبان یه پسر عجیب به نظر بیاد! اما منم توی جزوه نویسی به شدت دقیقم. کتاب فارسیِ من رو به هر دختری که نشون بدی میگه بابا تو رو دست دخترا رو هم آوردی!
و جزوه نوشتن تمیز و مرتب اصلا چیز بدی نیست!
من خودم اگه جزوه ای که نوشتم راضیم نکنه اصلا نمیتونم باهاش کنار بیام و عاصی میشم! اما یه نکتۀ خیلی مهمی که دلم میخواد بهت بگم اینه
اگه میدونی و میبینی که آقا نه با این شرایط هیچی جفت و جور نمیشه! تلاش کن که خودت رو به این باور برسونی که کیفیت جزوه ت خیلی مهم تر از نظم و زیبایی و سازمان دهیشه. نمیگم کلا نظم و ول کن بریز دور! نه! ولی تا یه جاییش فقط لازمه. از یه جایی به بعد فقط ضرره!
این از جزوه نویسی
نکتۀ بعدی اینه که شما وقتی داری کلیپی رو میبینی، تلاش نکن که تماااااااام جملات رو بنویسی! جملاتی که اساتید میگن رو حتی میتونی به زبون خودن دربیاری و بنویسی روی کاغذت! و حتی خیلی از جملات و مطالب هستن که صرفا نوشتن دو سه تا از لغاتشون کفایت میکنه
یه کاری که دلم میخواد انجام بدی اینه که اگه جزوه ای که می نویسی خیلی طولانی میشه و کلی براش وقت میذاری و تهش خود جزوه ت از مطالب درسیت بیشتر میشه! تلاش کنی که برای خودت کد بذاری. کلیپ ها رو ببینی ، جزوه ها رو بنویسی و در نهایت مثلا هفتۀ بعد، بیای دوباره جزوه رو بخونی. ببینی کدوماش یادت مونده؟ کدوماش از یادت رفته؟ حالا اونایی که از یادت رفتن رو یکی از کلماتش رو روی یه برگه یادداشت کن و مجموعۀ این کلمات رو بزن به دیوار! حالا وقتی که توی روزمره داری از کنار دیوار رد میشی این لغات به چشمت میان و برای یادآوری مطالبش چون خودت رو میندازی توی زحمت، مطالب توی ذهنت تثبیت میشن.
این رو هم حتما درنظر بگیر که کلیپی که میبینی، مسلما تمامی نکات توش گفته میشه. اما برای اینکه نخوای خیلی نگران باشی! میتونی یه کتاب کمک درسی بخری و مطالب رو از روی اون هم بخونی تا دستت بیاد که تمامی مطالب گفته شده یا نشده؟ یا حتی اگه مطلبی گفته نشده توی اون کتاب ذکر شده باشه که ایندر نگران جزوه نویسیت نباشی
و مهم تر از همۀ اینا! اعتماد به نفس داشته باش دختر! اعتماد به نفس :smiling_face: :heart_suit:
S.daniyal hosseiny
دیدگاهها
-
با این وسواس چیکار کنم من 😶🙁💔 -
:(: برنامه ریزی درسیمحدثه س
خب اولا از اونجایی که پایۀ یازدهم هستین، اصلا نیازی به نگرانی نیست. چون برای انجام هرکاری زمان هست.
من به شخصه خودم وقتی یه پارت مثلا یک ساعت و نیم رو اختصاص میدم به یه پارت خصوصی ، براش حد بندی نمیکنم.
یعنی چی؟
یعنی به خودم نمیگم که حتما حتما امروز باید ده صفحه بخونی وگرنه فایده نداره. چون به نظرم اینجوری، آدم فقط پی اینه که سریع تر ده صفحه رو تموم کنه و کلی هی فکر میاد تو سرش و استرس داره که وای نکنه تموم بشه وقت ولی ده صفحه نرسه! و این از حجم یادگیری کم میکنه.
اما شما میتونین یه کاری بکنین. شما باید خودتونو بشناسین. باید بدونین که محدثه توی مثلا یک ساعت و نیم، میتونه 7 الی 8 صفحه شیمی بخونه! بیشتر از اون رو ازش نمیخوام!!!
و همینطور 7 الی 8 صفحه میخونین و میرین جلو. حتی میتونین خیلی از وقتا بنا به آسون بودن درس هم تعداد صفحات رو بنا به شناختی که از خودتون دارین زیاد کنین.
راه دیگه ای که میشه استفاده کرد، اینه که مثلا من میخوام یه فصل شیمی که 40 صفحه س رو توی یه هفته بخونم!
حالا میام این چهل صفحه رو پخش میکنم بین روزای هفته و بهش ساعت اختصاص میدم.حالا مثلا یکی هم هست میخواد در کنار درسنامه، تست هم کار کنه. که خب اون رو هم باید لحاظ کرد.
اما توی این یه مورد، شما برای مثال میاین و روز شنبه یک ساعت و نیم اختصاص میدین به پارت شیمی و میخواین 8 صفحه شیمی بخونین اما در کل با تمام تلاشی که میکنین، 6 صفحه میشه. خب این اصلا چیز سخت و ترسناکی نیست! و میشه این دو صفحه رو یا توی تایمایی که از همون روز برای درسا اضافه میاریم بخونیم، یا اینکه توی برنامه های فردا جاش بدیم. بالاخره ما یه بازۀ هفت روزه وقت داریم که این اصلا زمان کمی نیست!
در نهایت هم اینکه وقتی میشینین برای درس خوندن هی به این فکر نکنین که من باید این 8 صفحه رو تموم کنم و کل فکر و ذهنتون بشه تموم کردن اینا!
همیشه مهم کیفیت یادگیریه
نه تعداد صفحاتی که خونده میشه.
شما یه صفحه بخون ولی تمامش رو یاد بگیر! می ارزه به اینکه 8 صفحه بخونی ولی نصفه نیمه یاد بگیری -
مقابله با اتفاقات ناگهانی و ناراحت کنندهMaryam Nateqi
ببین بذار یه مثالی برات بزنم.
ما رفتیم پمپ بنزین و داریم بنزین میزنیم و معتقدیم که دیرمون شده و هرچه سریعتر باید حرکت کنیم.
یهو تصمیم میگیریم که چون خیلی دیرمون شده، باک رو نصفه و نیمه پر کنیم و هرچه سریعتر بیوفتیم توی جاده تا به مقصد برسیم.
اما حواسمون نیست که اگه همینجوری بزنیم به جاده، وسط راه بنزینمون تموم میشه و توی جاده گیر میکنیم!!!
هرچی بیشتر به این فکر کنی که دیرت شده و زودتر باید راه بیوفتی، نه تنها درست و حسابی باک ماشینت رو پر نمیکنی، بلکه هیچوقت هم به مقصد نمیرسی!
تا لحظه ای که حس نکردی الآن توانش رو برای شروع داری، برای خودت تلاش کن.
ببین من خودم خداروشکر همیشه یکی از راهایی که برای آروم شدن داشتم و دارم مطالعه و حتی خود درس خوندن بود!!!
تو باید راه آروم کردن خودت رو پیدا کنی مریم.
اگه فکر میکنی با حرف زدن آروم میشی، توی خلوت خودت صحبت کن.
اگه فکر میکنی حرف زدن با کسی آرومت میکنه، با دوستات صحبت کن یا حرفات رو بنویس یا حتی ویس ضبط کن از خودت و حرفات.
راهش رو پیدا کن مریم.
به جای اینکه بشینی فکر کنی "وای! چقدر داره دیر میشه!" بشین فکر کن راه خلاص شدنش چیه... -
مشکلاتFatemeh Ahmadi
سلام. من اول از همه، هیچی از حرفای شما نفهمیدم. ولی به محض دیدن راهنماییتون به سمت فیلم هیس دخترها فریاد نمی زنند. متوجه قضیه شدم اما خب حس میکنم خیلی از بچه ها متوجهش نشدن...
راستش این موضوع آنچنان سخت و مزخرفه، که حتی صحبت کردن راجبش هم سخته. چه برسه بخواین بار اتفاق رو به دوش بکشین و اون شدت از ترس و اضطراب و استرس و بی اعتمادی و هزارتا کوفت دیگه رو به دوش بکشین...
در درجهٔ اول واقعا میخوام بهتون بگم که به هیچ وجه حق ندارین خودتون رو بابت این اتفاق مقصر بدونین. چون این اتفاق به هیچ وجه انتخاب شما نبوده و این واقعا به شما کمک میکنه تا از شر افکار راحت شین.
در درجهٔ دوم باید بگم که شما باید راجع به این موضوع صحبت کنین. با کسی که بهش اعتماد و اطمینان دارین. حتی اگه قرار نیست خانواده برای کمک به شما کاری انجام بده، شما واقعا برای آروم شدن و راحت تر شدن کارتون نیاز دارین که راجبش صحبت کنین و یکی به شما بفهمونه که شما تنها نیستین... حتی پیشنهادم اینه که پیش یه روانشناس درست و حسابی (تاکید میکنم! درست و حسابی) برید و باهاش صحبت کنید تا کمکتون کنه. روانشناسی که نخواد صرفا براتون نسخه بپیچه برای حل مشکلتون...
این قسمت حرفام بیشتر شبیه نصیحت میشه. ولی مجبورم که بگم! شما در نهایت باید با این موضوع کنار بیاین. سخته. هیچکسی هم منکرش نیست. ولی شما باید با این قضیه کنار بیاین. قبول کنین که یه همچین اتفاقی توی زندگی من رخ داده. من هیچ نقشی توی این قضیه نداشتم و اجازه نمیدم که فکر کردن به چنین اتفاقی زندگی من رو نابود کنه... شما به خاطر این اتفاق، از زندگی ناامیدین و خب حق هم دارین. چون هنوز این مسئله بعد ده سال اونقدر برای شما بزرگه، که نه خانواده چیزی ازش میدونه و نه اینکه حتی راحت میتونین درموردش صحبت کنین و باید کلی راهنما و نشانه بدید تا بقیه رو متوجه کنید که چی شده...
شما فقط و فقط باید حرف بزنین، راه حل پیدا کنین و با این مسئله کنار بیاین... ♥ -
حالم خوب نیست...@roghayeh-eftekhari
+خوبی؟
-نه.
+خوب باش.
-باشه.
...
خیلی آرامش بخشه واقعا. من خودم همیشه بعد شنیدن "خوب باش" خوب میشم.
خیلی یُهویی!
دقیقا مصداق بارز همون "آروم باشـ"ـه...! -
تفریحات کنکوریاmohammad kebryia
بله.شما باید حتما حداقل نصف روز جمعه رو برای خودتون وقت بذارید.
چون قراره به مدت تقریبا یک سال به صورت مداوم درس بخونید.
واقعا ذهن و روحتون هم نیاز به یکم استراحت داره...
باید یکم به حال و روز دلتون هم برسین.
همین چیزاس که باعث میشه بچه ها نه ماه درس بخونن ولی نتیجه نگیرن.
وقتی روح آدمیزاد کشش نداشته باشه، به هیچ شکلی نمیشه ذهن رو راضی کرد که راه بیاد.
به قول خودمون دست دلمون به کار نمیره...!
نه درس میخونیم، نه حالمون خوبه! -
نصیحتم کنید درس بخونممهراب معتمدی نیا
توی دو سال دهم و یازدهمت تفریح کن... به حد و اندازهٔ کافی. چون سال دوازدهمت دیگه تقریبا میشه گفت جایی برای تفریح نداره.
از همین الآن با روزی حداقل دو ساعت درس خوندن شروع کن. تا برای سال دوازدهمت بتونی روزی حداقل ده ساعت رو بدون اینکه بدنت خالی کنه داشته باشی.
از همین الآن زندگیت رو منظم کن. یه ساعت خواب مشخص و یه ساعت بیدار شدن مشخص داشته باش.
از پایه درست رو قوی کن و بیا جلو تا سال آخر تازه نخوای برای از اول خوندن پایه وقت بذاری.
سعی کن از هر فصل دروس اختصاصیت، یه جمعبندی خلاصهای در حد یه برگهٔ آچار بنویسی. سال آخرت این برگهها به شدت به دردت میخورن.
رشتهت رو دوست داشته باش و اگه رشتهت رو دوست نداری، همین الآن که دهمی و اگه خانواده بهت اجازه میدن، عوضش کن.
تلاش کن رشتهٔ دانشگاهیای پیدا کنی توی این سه سال که عاشقانه دوستش داری تا سختیای راهش برات عذاب نباشه. قند باشه.
دوستای خوب درسخون پیدا کن که حریف درس خوندنت باشن و باعث پیشرفتت شن. نه دوستایی که وقتی امتحانتو 20 شدی بهت بگن بیست؟! من شیش شدم بدبخت. (که انگار اون کار درستی کرده)
هرجا حس کردی روحت خسته شده و دیگه داره اذیتت میکنه، بذار خسته باشه. بهش استراحت بده و کاری رو براش انجام بده که حالشو خوب میکنه.
از شکست خوردن نترس و همیشه تلاش کن. جوری که حتی اگه آخرش نشد، سینهتو سپر کنی و با غرور بگی:«درسته که نشد. ولی من تمام تلاشمو کردم.»پ.ن: شاید فکر کنی به سؤالت بیربط بوده. اما من تلاش کردم راه رو نشونت بدم... ♥
خیلی خیلی خیلی از مطالب هم مونده. که الآن خیلی زوده بخوای درگیرشون بشی. همون سال آخر و سال بعد بدونیشون خیلی بهتره. -
به آخر خط رسیده!shirin norouzi
چه اهمیتی داره بقیه چجوری بهت نگاه میکنن؟
زندگی توئه یا بقیه؟
براساس نگاه بقیه میخوای زندگی کنی یا نگاه خودت؟
اگه میخوای براساس دید بقیه زندگی کنی که بده بقیه به جات زندگی کنن. چه کاریه اصلا... -
هنوز تو رشته ای که می خونم شک دارم7a8d6823b448f5
سلام رفیق.
فکر نکن مرغ همسایه غازه. هزاران هزار دکتر و پرستار و چی و چی هم داریم که به قول خودت در حال سگ دو زدنن.
منم رشتهم ریاضی بوده. الآن سال آخر کارشناسی معماری دانشگاه هنر اصفهانم و دارم دفاع میکنم (صرفا میگم که بدونی اهل درس بودم و هستم). رشتهت به درد میخوره، درآمد هم توش داره. رشتههای بسیار زیاد مهندسی داریم که هم درآمد دارن و هم بازار کار. اگر فکر میکنی کلی مهندس و فلان دور و برت میبینی که بیکارن، دلیلش خیلی چیزاست. نه صرفا «رشته».
جدای از همهٔ اینا، باید دنبال «علاقه»ت بری. نه درآمد. چون لزوما دنبال درآمد رفتن، درآمد داشتن رو به ارمغان نمیاره.
وقتی علاقه داشته باشی به کاری که میکنی، میتونی توش پشتکار و جدیت داشته باشی و خود به خود به سمت درآمد هم سوق داده میشی. اگر کاری رو میکنی که دوستش داری، زمان رو احساس نمیکنی و همین منجر به پشتکار و ادامه دادن میشه. اما اگر علاقه پشت کاری نداشته باشی، هرچقدرم که پولساز باشه، باز به درد تو نمیخوره چون نمیتونی درست انجامش بدی. دو سه روز که انجامش دادی و احساس کردی درآمدی برات به همراه نداره، یواشیواش دلتو میزنه، ازش خسته میشی و میخوای بذاریش کنار. درحالی که پشتکار داشتن توی هر کاری، نتیجهٔ خودش رو هم به همراه خواهد داشت. -
تشبیه@ftm-dh
سروش قادری
سروش جان بنده رو تگ کردی اما درواقع نمیدونم که باید به چی نگاه بندازم :grinning_face_with_sweat:
خیلی پیام هست...
فاطمه خانم این سوالی که پرسیدین، در کل چندتا ترکیب اضافی داره
فراز بیستون
بیستون عشق
بیستون عشق تو
و خب بیستون عشق اضافۀ تشبیهی هستش
ما درواقع میتونیم بگیم عشق تو مانند بیستون است!
مثل وقتی که بگیم کلبۀ عشق، یا مثال های این چنینی
پس درواقع اینجا ما یه تشبیه داریم!
اون قسمت کوه کن هم که خب استعاره از فرهاد هستش...
مراعات نظیر هم داریم به لطف کوه کن و بیستون
و تلمیح هم که داریم...
...
یه سری نکته هایی خوندم توی این تاپیک، که یکیش سروش گفته بود در کل ترکیباتی که یه عضو بدن رو میدن به هر چیز غیر انسانی، میشه اضافۀ اقترانی
اما این نکته خیلی دقیق نیست.
اضافۀ اقترانی اضافه ای هست که بشه بین دو لغت ترکیبش، واژۀ "به منظورِ" یا "به نشانۀ..." رو جا داد.
مثلا دستِ قدرت. دست به منظورِ قدرت.
یا
عزمِ رفتن. عزم به منظور رفتن. عزم به نشانۀ رفتن -
درک مطلب عربی سراسری زبان 98
بچه ها یه نگاهی روی این سوال بندازین و بی زحمت جوابی که فکر میکنین درسته رو بگین.
من حس میکنم این سوال غلطه چون تمامی عبارات قسمتی برای حذف شدن دارن.
درواقع گزینه ی اول استفعل اشتباهه چون باید بر وزن یستفعل باشه
گزینه ی دوم حروف اصلی رو گفته س خ م که غلطه
گزینه ی سوم نوشته بر وزن افتعال و غلطه
گزینه ی چهارم هم نوشته از وزن افتعل
ولی پاسخنامه میگه گزینه ی 1 و عینا ذکر کرده که بر وزن استفعل درسته.

اینم متنش هرچند که فکر نمیکنم نیازی باشه.
دانش-آموزان-آلاء
دوازدهم
بچه-های-کنکور-تجربی-1400
بچه-های-کنکور-ریاضی-1400 -
حدف فعل@rezvan-e-a
سلام. بله منادا حذف فعل داره به قرینۀ معنوی.
همون "با تو سخن می گویم" حذف شده -
قید یا صفت@dr-aryan
سلام.
چون توی خوانش مشکل دارین این ایراد پیش میاد.
بین دوستان و نامهربان کسره نیست و به هم مرتبط نیستن.
گیرند مردم، دوستانْ نامهربان و مهربان
حالا نامهربان و مهربان رو حذف کنین!
گیرند مردم، دوستان
تفاوتی توی جمله ایجاد شد؟
خیر.
احتمالا شما اینجوری میخونید
گیرند مردم، دوستانِ نامهربان و مهربان
اگه ترتیب کلمات این شکلی بودن و به هم متصل بودن، بله حرف شما درست بود. نامهربان میشد صفت و مهربان هم میشد معطوف به صفت.
اما خب اینجور خوانش اشتباهه🤷🏻♂️ -
درک مطلب عربی سراسری زبان 98سروش قادری
در هر صورت هرجوری بهش فکر میکنم مسخرس... -
قرابت!دریا دریایی
سلام.
اگه دقت کنین بیت دوم گزینۀ چهارده، به ابتدای خلقت اشاره داره!
میگه من رو از سابقۀ لطف و فضل الهی در روز ازل ناامید نکن! تو از کجا میدونی که چه کسی خوبه یا چه کسی بده؟
درواقع این بیت اشاره داره به افراد! نه به کارها و اعمال روزگار
سوال دوم هم راجب مصرع اولش حس میکنم شما این مفهوم رو برداشت کردید که تمامی موجودات نشانه هایی از خلقت هستند و برای همین این حرف رو میزنین
اما این مصرع درواقع داره میگه که در و دیوار دارن حرف میزنن!
هیچ اشاره ای هم به خلقت یا عشق یا مسائل این چنینی نداره
اگه بخواین بدونین هم قسمتی از شعری از فریدون مشیری هستش
خوندنش بهتون کمک میکنه که به این حرف برسین...
...
سنگ ها
هم حرفهایی می زنند
گوش کن
خاموش خا گویا ترند
از در و دیوار می بارد سخن
تا کجا دریابد آن را جان من
... -
تفاوت@هویججج
اَدات تشبیه
آدات تشبیه غلطه.
ورودت هم به بحث مجاز برای توضیح دادن، کار درستی نیست.
کما اینکه «ماه» در مثال شما (در حد دبیرستان) هم مجاز از معشوق نه بلکه استعاره از معشوقه.
چون به هر حال وارد بحث علایق در مجاز میشیم و توضیح و تشریح و تفسیر این مطلب در حد دبیرستان نیازی نیست. ترجیح میدم و امیدوارم بچهها خیلی ریز نشن داخل این مطلب و از دروازهٔ مجاز نخوان بیان به سمت استعاره که کارشون سختتر میشه.
در حد کفایت و دبیرستان بچهها، بدونین که تفاوت مجاز و استعاره اینه که در استعاره ما یک تشبیه داریم و در مجاز نه.
مثلا این بیت سعدی:
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
میشه گفت سر مانند فکر است؟ یا فکر مانند سر است؟ نه...
پس جایی که نمیشه این رو تشبیه کرد، که بریم به سمت استعاره، حرف از مجاز میزنیم.
اگه خواستین بیشتر توضیح میدم و وارد علایق و ارتباط مجاز و استعاره هم میشم ولی باز میگم. در حد کفایت، تا همینجا کافیه. -
جناسSJY
سروش قادری
آخ که من چقدر این دو بیت رو دوست دارم...
چقدرررررر دوست دارم...
کاملش اینه
مرجان لب لعل تو مر جان مرا قوت
یاقوت نهم نام لب لعل تو یا قوت؟
قربان وفاتم به وفاتم نظری کن
تا بوت مگر بشنوم از رخنه ی تابوت
این دو بیت هیچ جناسی ندارن.
مرجان و مر جان نمی تونن جناس باشن. مر جان مخفف "مگر جان" هستش و جناس نیست.
یا قوت با یاقوت نمیتونن جناس باشن چون دوتا کلمه ن
قوت و قوت نمیتونن جناس باشن چون درواقع یک معنی دارن!
اما وفات و وفا رو میشه جناس گرفت...
که خب توی اون بیتی که شما ذکر کردین نیست...
البته البته البته...
دوستان خیلیاشون گفتن جناس مرکب داره..
راستش رو بخواین بنده توی کتابی تاحالا همچین جناسی رو ندیدم.
و یحتمل توی کنکور هم نیاد.
اما یه نگاهی مجدد میندازم یه بررسی ای میکنم و میگم.
اگه بخوایم جناس مرکب رو فاکتور بگیریم من معتقدم جناس نداره...
حالا هست تا برم درمور جناس مرکب هم بخونم... -
آرایه ها81Sobhan
دوست من
شرر و شکر نمیتونن جناس داشته باشن
هم توی علامت متفاوتن و هم توی حرف
شَرَر و شِکَر -
آرایه ها81Sobhan
این سوالی که فاطمه خانم مطرح کرده، احتمالا این شکلی نیست که هر سه تا آرایه رو در هر بیت بررسی کنیم
بلکه اینطوریه که هر آرایه ای توی یه بیته!
و بله این بیت جناس داره اصلا.
خندیدن تکرار شده. جناس نمیسازه...