Maaah چرا نشه؟!
S.daniyal hosseiny
دیدگاهها
-
نهاد داریم؟ -
ترکیبات وصفیmsoq sharif
چون توی ترکیب اول «سوزان» و «کویر» هر دو برمیگردن به «تموز». یکی صفته و دیگری مضافالیه برای تموز.
ولی در ترکیب دوم «آن» برمیگرده به «کویر» و «کویر» برمیگرده به «قلب». پس وابستهٔ وابستهٔ داریم. -
چرا متمم نیست؟Maaah
مسئله اصلا از مبنا همینه که لیک حرف اضافه نیست =)))
ولی، لکن، اما، لیکن اینا که حرف اضافهٔ متممی نیستن. -
قیدMaaah
اتفاقا قید نیست. صفته. خیلی واضحه که اصلاهر بار با کلمهٔ قبل از خودش ترکیب ساخته.
سیمرغِ تمام
سی مرغِ تمام
در هر دو ترکیبه. عضوی از یه گروه اسمی که نمیتونه قید باشه! -
راهنمایتصحیح اشتباه کرده؟@z-e در راهنمایتصحیح اشتباه کرده؟ گفته است:
به نظرم همون جمع درسته
چون اینجا به معنی کوهان (شتر) نیست که بگیم مانند کوه هست و نوع شباهت بشه
اینجا یعنی تهمتن، کوهِ کوه ها هست که جمعه♥👌🏻👏🏻
-
نقش ضمیرپرستو بابایی
باید متمم باشه. نمیدونم چرا همچین کرده =)))
حتی توی توضیح هم متممی معنی کرده.
بیشتر فکر میکنم چون نماز بردن رو کنایه از تعظیم کردن گرفته، اونوقت بردش نماز رو تبدیل کرده به نمازش برد و این رو باهمدیگه تبدیل کرده به اون فعل کنایی که میخواسته.
ولی بازم منطقی نیست. اگه واقعا فردا به چنین چیزی برخوردین، اول همین مضاف الیه رو بنویسین، بعد برای مصحح یادداشت کنین که متمم هم میتونه درست باشه. -
از پاریز تا پاریسmsoq sharif در از پاریز تا پاریس گفته است:
کنایه نیست دیگه درسته؟
از کجای حرف من این استنباط شد؟ :))
چشم داشتن به کسی یعنی امید داشتن، انتظار داشتن، در طلبش بودن.
من گفتم طراح ممکنه دنیا رو مجاز نگرفته باشه. اونوقت برای دنیا شخصیتی درنظر گرفته، برای همین استعارهای داریم.
درمورد کنایهٔ «چشم داشتن» من اصلا صحبتی نکردم. -
ترکیبات وصفی@mk-mahdi
توی ذهنم اینطور ثبت شده که تو بودی که میپرسیدی مگه میشه دوتا فلش زد به هسته.
اگه همینه بیا این تاپیکو ببین.
الآن باید از دوم یه فلش زد به جلد.
از کتابِ بینوایان هم یه فلش. -
حذف فعل معنویپرستو بابایی
چرا. ولی اون حذف به قرینهٔ لفظیه. -
از پاریز تا پاریسهویججج در از پاریز تا پاریس گفته است:
درضمن مجاز هم داره
چشم مجاز از مردماین غلطه. چشم داشتن کنایهست. مجاز از مردم نیست.
یک روزی دنیا به روم چشم داشت.
ممکنه طراح اینکه دنیا به چیزی چشم داشته باشه رو تشخیص درنظر گرفته باشه و در این صورت استعاره داریم.
اما...
اینجا دنیا مجاز از مردم دنیاست... این معنا معنای قابلتر و درستتریه. اما فکر میکنم طراح و یا مدرس همون اولی و تشخیص رو درنظر گرفته. -
حذف فعل معنویMaaah
توی الف منادا داریم. عشق من (با تو صحبت میکنم)
توی گزینهٔ ب حذف نداریم که توضیح میدم چرا.
توی گزینهٔ جیم به جانْت سوگند (میخورم)
توی گزینهٔ دال والی از کجا (مشخص است؟) که در خانهٔ خمار نیست.
حالا چرا ب حذف نداره؟
پادشه را کرم باید خودش یک جملهٔ کامله. اینجا باید نقش فعل رو داره ایفا میکنه و در معنای لازم است اومده. -
این سوالو توضیح میدیدAkito
https://forum.alaatv.com/topic/64293/نهاد?_=1717834935994
این تاپیکو بخون. -
خاموشی جنونمReza-H خواهش میکنم ♥
-
خاموشی جنونمReza-H
سلام.
همونی که ماز گفته درسته.
از لحاظ معنا هم که نگاه کنی مصرع دوم درمورد اینه که خاموشی جنون من چه کاری انجام میده. -
نفر@danial-hosseiny در نفر گفته است:
اگه مسندته، پس بازم معتقدی که متمم داری. پس بازم متممت اسمیه.
اینجا این کلمهٔ اسمی اشتباه شده. باید فعلی باشه.
اگه مسندته، پس بازم معتقدی که متمم داری. پس متممت فعلیه. -
غنچه خاموشmsoq sharif
«مستمع صاحب سخن را بر سر کار آورد»
یا
«مسمتمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد» -
تفاوت کنایه و ضرب المثلmsoq sharif
بله یه طورایی همینه. چونکه داریم یه حرفی رو میزنیم و غیرمستقیم به چیز دیگری اشاره داریم.
هر ضرب المثلی هم که توی ذهنمون بچرخه چون معنای دومی رو متبادر میکنه و اتفاقا اون معنیه که درستتره؛ حرف شما درسته. -
صفت جانشین اسمmsoq sharif
من راستش سؤالت رو متوجه نمیشم...
اما اگر لازم باشه دوباره توضیح میدم.
صورتِ مردِ تکیده
اینجا تکیده صفتیه برای مرد.
درست؟
حالا فرض کن مرد رو حذف کنیم، تکیده رو تبدیل کنیم به صفت جانشین اسم و بیایم باز ترکیب رو بسازیم.
صورتِ تکیده
حالا چی شد؟
تکیده اینجا مضاف الیهه. چرا؟! چون اسم شده. چونکه دیگه به معنی آواره نیست. به معنای کنایی فردیه که آوارهس.
توی حالت اول، صفتیه که داره مرد رو توصیف میکنه.
و توی حالت دوم اسمه... که به جای ترکیبی که نوشتیم اومده. به معنای مرد آوارهست.
اینو توی جمله ببریم شاید واضحتر بشه.
مردِ تکیده وارد شد. صورتِ تکیده پر از اندوه بود.
تکیده توی جملهٔ اول صفته. توی جملهٔ دوم چونکه صفت جانشین اسم شده، نقش اسم رو میگیره و مضاف الیهه.
msoq sharif در صفت جانشین اسم گفته است:@danial-hosseiny ببینید مثلا اگر به یه نفر به جای اینکه اسمش رو صدا بزنیم بگیم جوانمرد! در این صورت صفت حساب نمیشه چون اسم هست اما اگر بگیم شخص جوانمرد این دیگه صفت براش حساب میشه
اینجا یکم تنه میزنه به کنایه. اما خب همینه... روند همینه. بله.
-
نی نامهmsoq sharif
تاپیکی که درمورد تفاوت ضرب المثل و کنایه زده بودی و پاسخ دادم رو خوندی؟
جوابش تقریبا اونجا هست.
اون مصرع دوم رو گویا نویسندهٔ کتاب شما معتقده که تبدیل به ضرب المثل شده. 🤷🏻♂️ -
صفت جانشین اسمmsoq sharif
اینا باهم تناقضی ندارن. 🤷🏻♂️
میتونه صفت جانشین اسم باشه ولی مضاف الیه هم باشه. درسته که اسمش صفته. ولی به این معنی نیست که صفته. اسمشه. (پارادوکس 😂🚶)
درواقع اینجور توضیح بدم...
حالِ پخته
پخته اینجا یک فرده. یک شخصه. پس صفت نیست. اسمه. پس مضاف الیهه.
ولی در اصل ترکیب این بوده.
حالِ فردِ پخته
پس اینجا پخته صفته. به معنی باتجربه...