Skip to content
  • دسته‌بندی‌ها
  • 0 نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع
پوسته‌ها
  • Light
  • Brite
  • Cerulean
  • Cosmo
  • Flatly
  • Journal
  • Litera
  • Lumen
  • Lux
  • Materia
  • Minty
  • Morph
  • Pulse
  • Sandstone
  • Simplex
  • Sketchy
  • Spacelab
  • United
  • Yeti
  • Zephyr
  • Dark
  • Cyborg
  • Darkly
  • Quartz
  • Slate
  • Solar
  • Superhero
  • Vapor

  • Default (بدون پوسته)
  • بدون پوسته
بستن
Brand Logo

آلاخونه | شبکه اجتماعی دانش آموزی آلاء

  • سوال یا موضوع جدیدی بنویس

  • سوال مشاوره ای
  • سوال زیست
  • سوال ریاضی
  • سوال فیزیک
  • سوال شیمی
  • سایر
S.daniyal hosseinyS

S.daniyal hosseiny

@S.daniyal hosseiny
درباره‌‌ی من
دیدگاه‌ها
3.2k
موضوع ها
14
Shares
0
گروه‌ها
0
دنبال‌کننده‌ها
77
دنبال‌شونده‌ها
12

دیدگاه‌ها

تازه‌ها بهترین Controversial

  • نی نامه
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    @danial-hosseiny در نی نامه گفته است:

    msoq sharif
    گفتم. مصرع دوم رو ضرب المثل گرفتن.

    کل مصرع دوم رو 😄

    ادبیات و زبان فارسی

  • شایسته عشق
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    msoq sharif
    مفهومش رو بخوام بگم، میشه اینکه «اگر کسی به چیزی نیاز داره، براش تلاش می‌کنه»
    و خیر. ماهی و آب تضمن ندارن.
    ماهی و قزل آلا میتونن تضمن داشته باشن.
    ولی ماهی زیرمجموعه‌ای از آب نیست. یا در تعریف خود تضمن، آب مفهوم کلی‌تری نسبت به ماهی نیست.

    ادبیات و زبان فارسی

  • نی نامه
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    msoq sharif
    گفتم. مصرع دوم رو ضرب المثل گرفتن.

    ادبیات و زبان فارسی

  • نی نامه
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    msoq sharif
    به نظرم صرفا این مقوله رو بپذیرین و بگذرین. ریز نشین روش.

    ادبیات و زبان فارسی

  • نی نامه
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    msoq sharif بله. استعاره.

    ادبیات و زبان فارسی

  • نی نامه
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    msoq sharif
    احتمالا کل مصرع دوم رو ضرب المثل گرفته باشن. درحالی که من چنین ضرب المثلی ندیدم تاحالا...
    منبعتون کجاس؟

    ادبیات و زبان فارسی

  • استعاره
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    msoq sharif خواهش می‌کنم

    ادبیات و زبان فارسی

  • تفاوت کنایه و ضرب المثل
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    msoq sharif
    سلام. ببین یه مسئله‌ای وجود داره.
    ضرب المثل اینجوریه که خب به خودی خود یک بیت، عبارت، کنایه یا هرچیزی، پس از گذشت زمان تبدیل شده به مفهومی عمومی که سر زبان‌ها چرخیده و همه استفاده‌ش کردن. در مواقعی که میخواستن مفهومی رو غیرمستقیم بگن ولی بگن.
    ولی هر شعر یا عبارتی از ابتدای وجودش ضرب المثل نبوده و بعدها تبدیل به ضرب المثل میشه.
    حالا تفاوت بین کنایه و ضرب المثل خب بعد از توضیحی که من دادم واضحه.
    کنایه جنبهٔ عمومی نداره و سر زبان‌ها نیست.
    یعنی مثلا وقتی میگیم که
    دستش به دهنش نمی‌رسه
    کنایه از اینه که طرف فقیره. حالا این عبارتی که من نوشتم با گذر زمان تبدیل به ضرب المثل هم شده.
    ولی مثلا این مصرع مولانا:
    شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
    شیر خدا کنایه از امام علیه.
    ولی به عنوان ضرب المثل مورد استفاده قرار نمی‌گیره 🤷🏻‍♂️

    ادبیات و زبان فارسی

  • استعاره
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    Akito
    استعاره نیست. کنایه‌ست.
    سوخته جان کنایه از شاعره.
    چرا فرق هست بین کنایه و استعاره؟
    استعاره حالتیه که یک تشبیه درون داشته باشه.
    تشبیهی که دوستمون ساختن قابل قبول نیست.
    انسان مانند سوخته‌جانی‌ست که رنج کشیده باشد.
    چون خود سوخته‌جان کنایه داره. بعد اصلا سوخته جان چیه که انسان مانندش باشه؟! مگر نه اینکه سوخته جان خودش یک انسانه؟ و موارد دیگه...
    حالا کنایه قضیه‌ش چیه و چرا کنایه؟
    جدای از یک معنی دور و یک معنی نزدیک که میگیم هردوتاش درسته ولی منظور ما اون دومی بوده، تشبیهی در دل کنایه نیست.

    ادبیات و زبان فارسی

  • نفر
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    نقطه
    تو بیشتر رو جابجا میکنی.
    عدهٔ میهمان بیشتر از یازده نفر نباشد.
    عدهٔ میهمان از یازده نفر بیشتر نباشد.
    معتقدی توی اولی متمم قیدی و توی دومی متمم اسمیه.
    سؤالی که باید از خودت بپرسی اینه که توی حالت «بیشتر» برات مسنده یا با «از یازده نفر» یه گروه اسمی رو تشکیل داده؟!
    اگه مسندته، پس بازم معتقدی که متمم داری. پس بازم متممت اسمیه.
    اگه بیشتر جزوی از اون گروهه، پس اونوقت کل اون گروه مسنده. اصلا متممی نداری که بخوایم درموردش بحثی داشته باشیم!
    تکلیفمون هم که با حالت دومی مشخصه

    ادبیات و زبان فارسی

  • نفر
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    نقطه
    متوجه نمیشم که چه فرقی برات توی چیدمان کلمات داره که این مقوله باعث میشه ساختار متممت رو عوض کنی 🫠
    اسم متمم و ساختارش چه ارتباطی به چینش و جابجایی «باید» داره؟

    نقطه در نفر گفته است:

    عده‌ی میهمان باید از یازده نفر بیشتر نباشد

    نقطه در نفر گفته است:

    باید عده‌ی میهمان از یازده نفر بیشتر نباشد.

    چرا توی اولی میگی متمم ولی توی دومی میگی قیدی؟! چه فرقی دارن اینا باهم؟
    هیچ فرقی!
    صرفا جای قید باید رو عوض کردی. پس در هر دو متمم یه نقش داره. قیدی نیست.

    ادبیات و زبان فارسی

  • نفر
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    Akito در نفر گفته است:

    @danial-hosseiny «از» حرف اضافه اختصاصی برای اسم «بیشتر» هست، پس متمم اسمی هست درسته؟
    چند جزئی اش هم میشه:
    فعل: نباشید
    نهاد: عده‌ی میهمان(یا همون عده)
    عده‌ی میهمان نباشد، معنی نمیده
    عده‌ی میهمان بیشتر نباشید، بازم معنی نمیده
    عده‌ی میهمان بیشتر از دوازده نفر نباشد، معنی میده
    (چهار جزئی گذرا به متمم و مسند)
    عده‌ی میهمان دوازده نفر نباشد، اینم معنی میده
    (سه جزئی گذرا به مسند)
    ام... کجارو اشتباه کردم؟

    درسته که دومی معنی میده. اما مسئله اینه که ما میخوایم از یازده نفر بیشتر نباشن. اگه یازده نفر باشن اشکالی نداره. درسته که معنی میده. اما کامل نیست... پس بازم همون حالت اولیه درسته.

    ادبیات و زبان فارسی

  • نمودار‌کشی گروه‌اسمی
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    پرستو بابایی در نمودار‌کشی گروه‌اسمی گفته است:

    Maaah
    IMG_۲۰۲۴۰۶۰۷_۱۸۰۶۱۵.jpg
    بیاین از هم جداشون کنین
    IMG_۲۰۲۴۰۶۰۷_۱۸۰۶۳۴.jpg
    ولی واسه دومی ...نمی دونم طبق رو میشه ممیز گرفت یا نه!
    از اونجایی که قبل ممیز باید یه عدد باشه

    طبق ممیز خاک نیست نسترن و اتفاقا خاک مضاف الیهیه برای طبق.

    ادبیات و زبان فارسی

  • نفر
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    نقطه
    چرا قیدی؟!

    ادبیات و زبان فارسی

  • جز امتحان
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    @Nefelibata
    سلام.
    اگر توی مقدمهٔ کتابتون تبصره‌ای نیست که از اینا سؤال ندن، خب باید بخونین.
    ولی معمولا اینجوریه که باید بخونین تا روزهٔ شک‌دار هم نگرفته باشین.

    ادبیات و زبان فارسی

  • نفر
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    @danial-hosseiny در نفر گفته است:

    @Znbs
    خودت جمله رو که مرتب بنویسی متوجه میشی چرا.
    یه امتحانی بکن توی همین تاپیک. اگر که بازم متوجه نشدی من جواب میدم.

    حتی اگر بقیه هم همین کار رو بکنن که چه عالی =)))

    ادبیات و زبان فارسی

  • نفر
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    @Znbs
    خودت جمله رو که مرتب بنویسی متوجه میشی چرا.
    یه امتحانی بکن توی همین تاپیک. اگر که بازم متوجه نشدی من جواب میدم.

    ادبیات و زبان فارسی

  • سجع:/
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    نقطه
    به خاطر اینه که دارم میگم... این تعریف قافیه در نثر مال دبیرستانه.
    سجع صرفا مال آخر جملات یک عبارت نیست و در کل عبارت سنجیده میشه.

    مثلا توی همون مثالی که من نوشتم

    باران رحمت بی‌حسابش همه را رسیده
    خوان نعمت بی‌دریغش همه جا کشیده
    ‌
    این رو حتی تقطیع میکنیم که نمیخوام وارد بشم که گیچ بشین. ولی صرفا برای اینکه جواب گرفته باشی، اینجا تمام کلمات سجع دارن فقط انواعش فرق می‌کنه.
    نمیخواد توی این مسائل ریز بشین. فقط همون عبارات آخر جملات رو که درنظر بگیرین کفایت میکنه.

    ادبیات و زبان فارسی

  • فعل
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    پرستو بابایی
    سلام.
    این کلمه درواقع بِبُریده‌اند بوده.
    که توی غزل به علت رعایت وزن میخونیم بُبریده‌اند.
    که خب ب باید حذف بشه. بریده‌اند.
    اسمی برای این عبارت توی ذهنم نمیاد ولی چیز عجیبی نیست خیلی جاها دیدینش.
    بکشتند، بخوردند، بمردند، ببردند و ...
    تبدیل مصدر به بن ماضی:
    بریدن ---> برید
    تبدیل مصدر به بن مضارع:
    بریدن ---> بِبُر ---> بُر
    ...
    و خب مشخصه وقتی به بن ماضی «ه» اضافه بکنیم، ماضی نقلی ساختیم. دیگه بقیه‌ش فقط سر در گمی برامون داره.

    ادبیات و زبان فارسی

  • انواع فعلش چی میشه؟
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    Narges_
    اگه بخوای مسیر رو برگردی صرفا باید نهاد کنونی رو تبدیل به مفعول کنی و «شد» رو از فعل بگیری.
    حالا ضمیر چی باشه دیگه مهم نیست و اصلا جزو ویژگی‌های فعل مجهوله و اصلا برای همین بهش میگیم مجهول که مشخص نیست کی این کارو انجام داده.
    شد هم خیر. مضارع نیست و گذشته‌ست.
    شدن ----> شد
    تبدیل به بن مضارع:
    بشو ----> شو

    ادبیات و زبان فارسی
  • 1
  • 2
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 160
  • 161
  • 8 / 161
  • درون آمدن

  • حساب کاربری ندارید؟ نام‌نویسی

  • برای جستجو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
  • اولین پست
    آخرین پست
0
  • دسته‌بندی‌ها
  • نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع