msoq sharif
تاپیکی که درمورد تفاوت ضرب المثل و کنایه زده بودی و پاسخ دادم رو خوندی؟
جوابش تقریبا اونجا هست.
اون مصرع دوم رو گویا نویسندهٔ کتاب شما معتقده که تبدیل به ضرب المثل شده. 🤷🏻♂️
S.daniyal hosseiny
دیدگاهها
-
نی نامه -
صفت جانشین اسمmsoq sharif
اینا باهم تناقضی ندارن. 🤷🏻♂️
میتونه صفت جانشین اسم باشه ولی مضاف الیه هم باشه. درسته که اسمش صفته. ولی به این معنی نیست که صفته. اسمشه. (پارادوکس 😂🚶)
درواقع اینجور توضیح بدم...
حالِ پخته
پخته اینجا یک فرده. یک شخصه. پس صفت نیست. اسمه. پس مضاف الیهه.
ولی در اصل ترکیب این بوده.
حالِ فردِ پخته
پس اینجا پخته صفته. به معنی باتجربه... -
نی نامه@danial-hosseiny در نی نامه گفته است:
msoq sharif
گفتم. مصرع دوم رو ضرب المثل گرفتن.کل مصرع دوم رو 😄
-
شایسته عشقmsoq sharif
مفهومش رو بخوام بگم، میشه اینکه «اگر کسی به چیزی نیاز داره، براش تلاش میکنه»
و خیر. ماهی و آب تضمن ندارن.
ماهی و قزل آلا میتونن تضمن داشته باشن.
ولی ماهی زیرمجموعهای از آب نیست. یا در تعریف خود تضمن، آب مفهوم کلیتری نسبت به ماهی نیست. -
نی نامهmsoq sharif
گفتم. مصرع دوم رو ضرب المثل گرفتن. -
نی نامهmsoq sharif
به نظرم صرفا این مقوله رو بپذیرین و بگذرین. ریز نشین روش. -
نی نامهmsoq sharif بله. استعاره.
-
نی نامهmsoq sharif
احتمالا کل مصرع دوم رو ضرب المثل گرفته باشن. درحالی که من چنین ضرب المثلی ندیدم تاحالا...
منبعتون کجاس؟ -
استعارهmsoq sharif خواهش میکنم
-
تفاوت کنایه و ضرب المثلmsoq sharif
سلام. ببین یه مسئلهای وجود داره.
ضرب المثل اینجوریه که خب به خودی خود یک بیت، عبارت، کنایه یا هرچیزی، پس از گذشت زمان تبدیل شده به مفهومی عمومی که سر زبانها چرخیده و همه استفادهش کردن. در مواقعی که میخواستن مفهومی رو غیرمستقیم بگن ولی بگن.
ولی هر شعر یا عبارتی از ابتدای وجودش ضرب المثل نبوده و بعدها تبدیل به ضرب المثل میشه.
حالا تفاوت بین کنایه و ضرب المثل خب بعد از توضیحی که من دادم واضحه.
کنایه جنبهٔ عمومی نداره و سر زبانها نیست.
یعنی مثلا وقتی میگیم که
دستش به دهنش نمیرسه
کنایه از اینه که طرف فقیره. حالا این عبارتی که من نوشتم با گذر زمان تبدیل به ضرب المثل هم شده.
ولی مثلا این مصرع مولانا:
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
شیر خدا کنایه از امام علیه.
ولی به عنوان ضرب المثل مورد استفاده قرار نمیگیره 🤷🏻♂️ -
استعارهAkito
استعاره نیست. کنایهست.
سوخته جان کنایه از شاعره.
چرا فرق هست بین کنایه و استعاره؟
استعاره حالتیه که یک تشبیه درون داشته باشه.
تشبیهی که دوستمون ساختن قابل قبول نیست.
انسان مانند سوختهجانیست که رنج کشیده باشد.
چون خود سوختهجان کنایه داره. بعد اصلا سوخته جان چیه که انسان مانندش باشه؟! مگر نه اینکه سوخته جان خودش یک انسانه؟ و موارد دیگه...
حالا کنایه قضیهش چیه و چرا کنایه؟
جدای از یک معنی دور و یک معنی نزدیک که میگیم هردوتاش درسته ولی منظور ما اون دومی بوده، تشبیهی در دل کنایه نیست. -
نفرنقطه
تو بیشتر رو جابجا میکنی.
عدهٔ میهمان بیشتر از یازده نفر نباشد.
عدهٔ میهمان از یازده نفر بیشتر نباشد.
معتقدی توی اولی متمم قیدی و توی دومی متمم اسمیه.
سؤالی که باید از خودت بپرسی اینه که توی حالت «بیشتر» برات مسنده یا با «از یازده نفر» یه گروه اسمی رو تشکیل داده؟!
اگه مسندته، پس بازم معتقدی که متمم داری. پس بازم متممت اسمیه.
اگه بیشتر جزوی از اون گروهه، پس اونوقت کل اون گروه مسنده. اصلا متممی نداری که بخوایم درموردش بحثی داشته باشیم!
تکلیفمون هم که با حالت دومی مشخصه -
نفرنقطه
متوجه نمیشم که چه فرقی برات توی چیدمان کلمات داره که این مقوله باعث میشه ساختار متممت رو عوض کنی 🫠
اسم متمم و ساختارش چه ارتباطی به چینش و جابجایی «باید» داره؟عدهی میهمان باید از یازده نفر بیشتر نباشد
باید عدهی میهمان از یازده نفر بیشتر نباشد.
چرا توی اولی میگی متمم ولی توی دومی میگی قیدی؟! چه فرقی دارن اینا باهم؟
هیچ فرقی!
صرفا جای قید باید رو عوض کردی. پس در هر دو متمم یه نقش داره. قیدی نیست. -
نفر@danial-hosseiny «از» حرف اضافه اختصاصی برای اسم «بیشتر» هست، پس متمم اسمی هست درسته؟
چند جزئی اش هم میشه:
فعل: نباشید
نهاد: عدهی میهمان(یا همون عده)
عدهی میهمان نباشد، معنی نمیده
عدهی میهمان بیشتر نباشید، بازم معنی نمیده
عدهی میهمان بیشتر از دوازده نفر نباشد، معنی میده
(چهار جزئی گذرا به متمم و مسند)
عدهی میهمان دوازده نفر نباشد، اینم معنی میده
(سه جزئی گذرا به مسند)
ام... کجارو اشتباه کردم؟درسته که دومی معنی میده. اما مسئله اینه که ما میخوایم از یازده نفر بیشتر نباشن. اگه یازده نفر باشن اشکالی نداره. درسته که معنی میده. اما کامل نیست... پس بازم همون حالت اولیه درسته.
-
نمودارکشی گروهاسمیپرستو بابایی در نمودارکشی گروهاسمی گفته است:
Maaah

بیاین از هم جداشون کنین

ولی واسه دومی ...نمی دونم طبق رو میشه ممیز گرفت یا نه!
از اونجایی که قبل ممیز باید یه عدد باشهطبق ممیز خاک نیست نسترن و اتفاقا خاک مضاف الیهیه برای طبق.
-
نفرنقطه
چرا قیدی؟! -
جز امتحان@Nefelibata
سلام.
اگر توی مقدمهٔ کتابتون تبصرهای نیست که از اینا سؤال ندن، خب باید بخونین.
ولی معمولا اینجوریه که باید بخونین تا روزهٔ شکدار هم نگرفته باشین. -
نفر@danial-hosseiny در نفر گفته است:
@Znbs
خودت جمله رو که مرتب بنویسی متوجه میشی چرا.
یه امتحانی بکن توی همین تاپیک. اگر که بازم متوجه نشدی من جواب میدم.حتی اگر بقیه هم همین کار رو بکنن که چه عالی =)))
-
نفر@Znbs
خودت جمله رو که مرتب بنویسی متوجه میشی چرا.
یه امتحانی بکن توی همین تاپیک. اگر که بازم متوجه نشدی من جواب میدم. -
سجع:/نقطه
به خاطر اینه که دارم میگم... این تعریف قافیه در نثر مال دبیرستانه.
سجع صرفا مال آخر جملات یک عبارت نیست و در کل عبارت سنجیده میشه.مثلا توی همون مثالی که من نوشتم
باران رحمت بیحسابش همه را رسیده
خوان نعمت بیدریغش همه جا کشیده
این رو حتی تقطیع میکنیم که نمیخوام وارد بشم که گیچ بشین. ولی صرفا برای اینکه جواب گرفته باشی، اینجا تمام کلمات سجع دارن فقط انواعش فرق میکنه.
نمیخواد توی این مسائل ریز بشین. فقط همون عبارات آخر جملات رو که درنظر بگیرین کفایت میکنه.