پرستو بابایی
نه نسترن. همون سه جزئیه.
S.daniyal hosseiny
دیدگاهها
-
متمم نداره؟ -
انواع فعلش چی میشه؟Narges_
ببین مسئله فعل نیست.
مسئله جملهست.
مثلا
من نامه را نوشتم
مجهولش اینه:
نامه نوشته شد.
یا
نامه نبشته آمد.
چه اتفاقی میوفته؟ مفعول جملۀ اول میاد و تبدیل میشه به نهاد جملۀ دومت.
فعلت هم یک «شد» بهش اضافه میشه. -
متمم نداره؟Akito
(تو) از گردش قرنها پس افکند (هستی)
و بقیهش هم با خودتون -
متمم نداره؟پرستو بابایی
سلام.
هیچوقت این کار رو برعکس انجام نده. یعنی نرو توی جمله بگرد تا ببینی چه گروه اسمیهایی داری پس جملهت چند جزئیه. اتفاقا روند برعکسیه.
حالا منم موافق نیستم که کل بیت یک جمله باشه!
چونکه به وضوح توی مصرع اول یک جمله و توی مصرع دوم یک جمله داریم.
حالا... اول از همه باید به فعلت نگاه کنی.
تو مشت درشت روزگاری
تو مشت درشت روزگار هستی
فعلت چیه؟
هستی ---> هستن
نهاد رو بهش بده.
تو هستی.
معنی میده؟
خیر...
پس باز بهش گروه اسمیا رو اضافه میکنی.
تو مشت درشت روزگار هستی.
حالاست که معنی میده.
پس جملهت سه جزئیه.
نهاد، مسند، فعل.
...
حالا کاری با این ندارم. چیزی که مدرس درنظر گرفته اینه.
تو مشت درشت روزگار، پسافکند از گردش قرنها (هستی)...
پس افکند یعنی ذخیره. به جا مونده.
حالا چی میشه؟
فعلت رو برمیداری.
هستی.
نهاد رو اضافه میکنی:
تو هستی.
معنی نمیده... پس یکی از گروه اسمیها رو اضافه میکنی:
تو مشت درشت روزگار هستی.
معنی میده... پس باقی گروههای اسمی یا متمم قیدیان یا گروه قیدی. پس نیازی بهشون نیست و در ساختار جزء جمله اسمی ازشون نمیاد. جمله سه جزئی «نهاد، مسند، فعلـ»ـه.
اگه براتون سؤاله نقشا به اختصار چی میشه، «پس افکند» میشه قید و «از گردش قرنها» میشه متمم قیدی.
فرق متمم با متمم قیدی همینیه که الآن دیدی. بهشون در ساختار جمله نیازی نیست و قابل حذفه. -
هفت وادی رو حفظ کنیم؟Akito
بله ممکنه.
وادیها رو حتما اسمش رو بدونین و حتما یک بار از روی اشعار تمام قسمتای درس مربوطه خونده باشین. چون همون بیتا رو میدن و میپرسن متعلق به کدوم وادیه.
ما هم با کد «طعم اتحف» وادیها رو حفظ بودیم و هستیم. -
سجع:/ببین اصلا کاری به اون ندارم.
سجع در کل مثل این میمونه که توی نثر، دنبال قافیه بگردی. اگر چنین اتفاقی رو پیدا کردی و چنین چیزی رو دیدی، یعنی سجع داری.
(این تعریف دقیق و کلی نیست و صرفا مختص دبیرستانه)
مثلا همین عبارت از ابتدای گلستان سعدی:
«باران رحمت بیحسابش همه را رسیده و خوان نعمت بیدریغش همه جا کشیده.»
مثلا اینجا «رسیده» و «کشیده» سجع میسازن. انگار که مثلا این دو عبارت یک بیت شعر بودن و حالا کلمات آخرشون برای ما دارن نقش قافیه رو بازی میکنن. باز بچههای انسانی انواع سجع رو میخونن... که همین باعث میشه گیج نشن و راحتتر با سجع کار بیان. -
وابستهپرستو بابایی خواهش میکنم ♥
-
سجع:/پرستو بابایی
سجع مال نثره پرستو.
اینایی که تو علامت زدی نظمه.
فایق و باسق هم که بعدش اومده مال عبارت ابتدای گلستانه. -
سجع:/پرستو بابایی
سلام. عبارت رو کامل بفرست تا ببینیم اصلا قضیه چیه -
وابستهپرستو بابایی
سلام. به نظر من روند اینجوریه:
هر نفسی که فرو میرود، ممد حیات است.
«هر نفسی که فرو میرود» جملهٔ پیرو
«ممد حیات است» جملهٔ پایه
و چون بر میآید، مفرح ذات (است).
«چون برمیآید» جملهٔ پیرو
«مفرح ذات است» جملهٔ پایه -
قرابت چطوری آخه؟!نقطه
هیچوقت این شکلی به قرابت نزدیک نشین. حتی اگر تا الآن اینجوری جواب داده... به مفهوم کلی بیت توجه کنین. بیت اول در کل داره میگه که درسته که حالا روزی میرسه، ولی خودتم باید یه تلاشی بکنی.
که اونا هم همین مفهوم رو میرسونن.«دنبالِ روزی رفتن»
حالا اینکه لزوما یه قسمتی رو از یه بیتی پیدا کنین که این معنی رو بده اصن کلا غلطه. خیلی وقتا هست که پیدا هم میکنین و غلطه. -
صفت مرکبNarges_ خواهش میکنم ♥
-
صفت مرکبNarges_
سلام. تا جایی که من بلدم ترکیبها (وندی، مرکب، وندی-مرکب) از بودجهبندی شما حذف شده.
ولی چیزی که خب واضحه اینه که «نگونبخت» از دو واژه تشکیل شده
نگون و بخت
هر دو معنی میدن. حالا وقتی ترکیب «نگونبخت» رو دلشته باشیم به عنوان صفت؛ میشه صفت مرکب.
مثل دلرحم، راستقامت و...
ولی فکر نمیکنم نیاز باشه این چیزا رو بدونین. بخونین و بگذرین... -
نمودارپرستو بابایی
نه. میلیون رو میزدیم به یک.
بعد اصله رو هم فلش میزدیم به اون ترکیب.
ممیز همون واحد شمارشی بود. صرفا یک میلیون رو باهمدیگه یه کلمه نمیگرفتیم. -
نمودارپرستو بابایی
توی دوران ما خود میلیون هم میتونست به یک برگرده. ولی درحال حاضر نمیدونم این اتفاق هست یا نه.ولی اینجا توی تصویر چی نوشتی؟ چیه صفت ؟!
ممیز صفت
-
مرجع ضمیر@Znbs
بیشتر فکر میکنم شما باید توضیح بدی چرا خنده؟ تا اینکه من توضیح بدم چرا گل -
مرجع ضمیرسلام. واللا طبق چیزی که میبینم، مرجع «گل»ـه.
مگه اینکه براساس کل متن تفاوتی ایجاد بشه. -
وابسته وابسته@Znbs
درنظر گرفته که غلطه. باید معنی بده.
نمیشه که توی گروه اسمی بگیم چیزی وجود داره که کلا معنی نمیده.
اگه معنی نده چیزی توی گروه کلا نمیاد. -
وابسته وابستههویججج
اونوقت «ژندهٔ روز» معنی میده؟ 😂
درواقع «لباسِ هر روز» رو باید درنظر بگیری برای معنی گرفتن. -
وابسته وابستهلباسِ ژندهٔ هرروز
لباسِ ژنده
لباسِ هر روز
«هر» صفتِ «روز»ه و «روز» مضاف الیهیه برای «لباس».
حواستون باشه بچهها. ترکیبِ «ژندهٔ هر روز» از لحاظ معنایی درست نیست.
جدای از این
هویججج در وابسته وابسته گفته است:هر روز قیده
درموقع مواجهه با قیدِ صفت توی ساختار گروه اسمی، ما چیزی مثل حالت قید توی جمله نداریم. به صورت ساده بخوام توضیح بدم، یعنی اینکه داخل گروه اسمی کلماتی که قید محسوب میشن، خودشون فی ذات قیدن و معمولا تنویندارن.
نسبتاً، ترجیحاً، کاملاً
«درِ کاملاً باز»
یا حالا اگه تنوین هم نداشته باشن، بازم توی ذات کلمه حالت قیدی هست.
«زن بسیار پاکدامن»
و الی آخر...
ولی توی ساختار جمله وقتی قید داشته باشیم، اصلا جور دیگهای باهاش رفتار میکنیم و حتی خیلی از واژههای عادی میتونن قید باشن.(مثل اوقاتی که پای متمم قیدی میاد وسط)
برای همینه که وقتی میگن «هر روز» توی ساختار گروه اسمی قیده، من متوجه میشم که تعریف قید صفت رو اشتباه متوجه شدین.
او هر روز به باشگاه میرود.
لباسِ ژندهٔ هرروز را نپوشیده بود.
هر روز توی اولی قید و توی دومی مضاف الیهه.
قاطیشون نکنین بچهها.
به قولِ حافظ:
« ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا»