-
نوشتهشده در ۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۹:۲۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
گاهی باران
بهانه ی باریدن؛
گاهی، چمدانی
در سفر .
اینجا اما:
چتری بسته
مردی زیر باران
در انتظار تو ... -
نوشتهشده در ۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۱۴:۵۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
من در این تاریکی...
فکر یک بره روشن هستم ،
که بیاید علف خستگی ام را بچرد
سهراب... -
نوشتهشده در ۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۱۵:۱۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
من به آمار زمین مشکوکم ...
اگر این سطح پر از آدم هاست،
پس چرا این همه دلها تنهاست؟؟؟
سهراب ... -
نوشتهشده در ۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۱۹:۳۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
دست غریق یعنی فریاد بی صداییم
بیدل -
نوشتهشده در ۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۶:۰۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
تنها نه آن غزالش،جمعی سگان گرفتند
هرجا ک یوسفی هست،صد گرگ در کمین است.... -
نوشتهشده در ۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۶:۰۵ آخرین ویرایش توسط revival انجام شده
نظر به شاخِ بلند است مرغ وحشی را
تلاشِْ دار کند،هر سری ک سوداییست
(بنظرم مصراع دوم هردوش خونده میشه و معنی میده،بنظرم با کسره قشنگ تره) -
نوشتهشده در ۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۶:۰۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
ز
شیخ
شهر جان بردم بهتزویر مسلمانی
مدارا گر به اینکافر
نمیکردم چه میکردم -
نوشتهشده در ۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۶:۰۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
نبودش ز تشنیع یاران خبر
ک غرقه ندارد ز باران خبر
(تشنیع؛بدگویی) -
نوشتهشده در ۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۶:۱۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
از بهر دفع غم ،به کسی گر بری پناهی
هم غم بجای ماند هم آبرو برود
-
نوشتهشده در ۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۶:۱۶ آخرین ویرایش توسط revival انجام شده
گفتش تبر اهسته؛جرم تو همین است
کاین موسم حاصل بود و نیست تو را بار......... -
نوشتهشده در ۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۶:۱۷ آخرین ویرایش توسط revival انجام شده
آب از پی مرگ تشنه جستن
هم کار اید،ولی ب شستن
(منظورش اینه به کار میاد ولی برای غسلش)
-
نوشتهشده در ۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۷:۴۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
ایمان بیاورید...
به خدایی که به پیچک فرمود،
نرده را زیبا کن.
سهراب:) -
نوشتهشده در ۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۷:۴۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
وعشق،
صدای فاصله هاست ...
صدای فاصله هایی که غرق ابهام اند!
سهراب:) -
نوشتهشده در ۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۸:۵۰ آخرین ویرایش توسط aliimane انجام شده
رسوای عالمی شدم از شورِ عاشقی
ترسم خدا نخواسته رسوا کنم تُرافروغی بسطامی(:
-
نوشتهشده در ۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۸:۵۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
نه آدمم نه گنجشک
اتفاقی کوچکم
وقتی می افتم
دو تکه می شوم
نیمی را باد می برد
نیمی را مردی که نمی شناسمشگراناز موسوی(:
-
نوشتهشده در ۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۹:۰۷ آخرین ویرایش توسط aliimane انجام شده
انسانی در من
%(#ffffff)[.....]که از دور دست ها آمده ام
%(#ffffff)[...........................]می میرد ...
و من
%(#ffffff)[.]که از رفتن
%(#ffffff)[..........] %(#1212e6)[خسته شده ام]
%(#ffffff)[.......................]می ایستم
تا هم
%(#ffffff)[.]نفس را
%(#ffffff)[.........]تازه کنم
و هم
%(#ffffff)[.....]انسان را ...ابوالقاسم ایرانی(:
-
نوشتهشده در ۹ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۵:۰۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
عافیتها درکمین حسرت واماندگیست
صبر کن ای شعله تا سعی تو خاکستر شود
-
نوشتهشده در ۹ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۵:۲۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۹ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۵:۲۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده