-
نوشتهشده در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۷:۴۰ آخرین ویرایش توسط shiimma انجام شده
یک نفس بی %(#00aaff)[یار] نتوانم نشست
بی رخ %(#00ffdd)[دلدار] نتوانم نشست
#مولانا -
نوشتهشده در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۷:۴۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
من از عالم تو را %(#cf9797)[تنها] گزیدم
روا داری که من %(#cb97cf)[غمگین] نشینم؟!
#مولانا -
نوشتهشده در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۷:۴۳ آخرین ویرایش توسط shiimma انجام شده
با جمله ما خوشیم
ولی با %(#ffaa00)[تو] خوش تریم
#مولانا -
نوشتهشده در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۷:۴۴ آخرین ویرایش توسط shiimma انجام شده
به از این چه شادمانی که %(#ff8800)[تو] %(#e69c47)[جانی] و %(#9c580b)[جهانی]...
#مولانا -
نوشتهشده در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۸:۱۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
%(#00ffdd)[تا رنج تحمل نکنی گنج نبینی]
%(#00ffdd)[تا شب نرود صبح پدیدار نباشد] -
نوشتهشده در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۸:۱۶ آخرین ویرایش توسط miss.besharati انجام شده
%(#23eb11)[چه کسی میداند که تو در پیله تنهایی خود تنهایی؟]
%(#ebeb11)[چه کسی میداند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی ؟]
%(#eb9411)[پیله ات را بگشا....تو به اندازه پروانه شدن زیبایی ،]
#سهراب -سپهری
-
نوشتهشده در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۸:۲۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
%(#e01df2)[تو مرا آزردی ...]
%(#e01df2)[که خودم کوچ کنم از شهرت ،]
%(#e01df2)[تو خیالت راحت !]
%(#e01df2)[میروم از قلبت ،]
%(#e01df2)[میشوم دورترین خاطره در شبهایت]
%(#e01df2)[تو به من میخندی !]
%(#e01df2)[و به خود میگویی: باز می آید و میسوزد از این عشق ولی...]
%(#e01df2)[برنمی گردم ، نه !]
%(#e01df2)[میروم آنجا که دلی بهر دلی] %(#f21d1d)[ تب] %(#e01df2)[دارد ...]
%(#f21d1d)[عشق] %(#e01df2)[زیباست و حرمت دارد ...]%(#48f21d)[#سهراب- سپهری]
-
نوشتهشده در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۱۱:۱۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
عشق
خاطره یی ست به انتظار حدوث و تجدد نشستهچرا که آنان اکنون هردو خفته اند
در این سوی بستر
مردی
وزنی
در آنسوی
تند بادی بر درگاه و
تند باری بر بام
مردی و زنی خفته
ودر انتظار تکرار و حدوث
عشقی خسته
-
نوشتهشده در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۱۱:۱۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
با گیاه بیابانم
خویشی و پیوندی نیستخود اگر چه درد رستن و ریشه کردن
با من است
وهراس بی بار و بری
ودرین گلخن مغموم
پا در جای
چنانم
که مازوی پیر
بندی دره ی تنگ
وریشه های فولادم
در ظلمت سنگ
مقصدی بی رحمانه را
جاودانه در سفرند!
-
نوشتهشده در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۱۲:۳۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشیار است
نکند اندوهی
سر رسد از پسِ کوه!#سهراب_سپهری
-
نوشتهشده در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۱۲:۳۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
چو بَستی در به روی من ، به کوی صبر رو کردم
چو دَرمانم نَبخشیدی ، به درد خویش خو کردم !#استاد شهریار
-
نوشتهشده در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۱۷:۵۱ آخرین ویرایش توسط miss.besharati انجام شده
%(#fa84e8)[درد بی درمان شنیدی؟]
%(#fa84e8)[حال من یعنی همین]
%(#fa84e8)[بی تو بودن درد دارد]
%(#fa84e8)[می زند من را زمین]
%(#fa84e8)[می زند بی تو مرا]
%(#fa84e8)[این خاطراتت روز و شب]
%(#fa84e8)[درد پیگیر من است]
%(#fa84e8)[صعب العلاج یعنی همین. . . .]%(#ff5900)[#فریدون-مشیری]
-
نوشتهشده در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۱۸:۵۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
%(#0088ff)[ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم ]
-
نوشتهشده در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۷:۱۸ آخرین ویرایش توسط ققنوس انجام شده
%(#ab6d98)[دلم از صحبت این چرب زبانان بگرفت بعد از این دست من و دامان لب دوختگان]
-
نوشتهشده در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۷:۲۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
%(#6cb6eb)[همه گویند که تو عاشق اویی:گرچه دانم همه کس عاشق اویند لیک میترسم یا رب نکند راست بگویند؟؟/.]
-
نوشتهشده در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۷:۴۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
%(#b62ffa)[صبح امروز کسی گفت به من:]
%(#b62ffa)[تو چقدر تنهایی ...]
%(#b62ffa)[گفتمش در پاسخ ...]
%(#b62ffa)[تو چقدر حساسی ...]
%(#b62ffa)[تن من گر تنهاست...]
%(#b62ffa)[دل من با دلهاست...]
%(#b62ffa)[دوستانی دارم]
%(#b62ffa)[بهتر از برگ درخت]
%(#b62ffa)[که دعایم گویند و دعاشان گویم...]
%(#b62ffa)[یادشان دردل من ...]
%(#b62ffa)[قلبشان منزل من…...]
%(#b62ffa)[صافى آب مرا يادتو انداخت]%(#ff00d9)[...رفیق....]
%(#b62ffa)[تو دلت ]%(#51e33b)[سبز....]
%(#b62ffa)[لبت ]%(#ff0000)[سرخ...]
%(#b62ffa)[چراغت] %(#ffea00)[روشن...]
%(#b62ffa)[چرخ روزيت هميشه چرخان...]
%(#b62ffa)[نفست داغ...]
%(#b62ffa)[تنت گرم...]
%(#b62ffa)[دعايت با من...]
%(#faa54b)[#سهراب -سپهري]
-
نوشتهشده در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۱۴:۲۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
زادن من سفر و عشق تو باشد زادم
تو چه حسنی که منت عاشق مادرزادم
گردش چشم تو با من چه طلسمی انداخت
که در این دایره چرخ کبود افتادمیک نگاه توام از نقد دو عالم بس بود
یک نظر دیدم و تاوان دو عالم دادم
من اگر رشته پیمان تو بستم ز ازل
پای پیمان تو هم تا به ابد استادم
شهریارا چه غمم هست که چون خواجه خویش
بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم
شهریار جان -
نوشتهشده در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۱۴:۵۵ آخرین ویرایش توسط انجام شدهاین پست پاک شده!
-
تسکین به دل غمزده ی یار ندادی
بر بی خبران وعده دیدار ندادی
بی معرفتی کردی و با ما ننشستی
دیدی رمضان آمد و افطار ندادی؟ -
نوشتهشده در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۲۳:۲۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
یا ذبیح العطشان
آغاز می کنم سخنم را به یا حسین
در میزنم به خانه ی معبود با حسین
ما روزه دارها همه یاد لب ... تواییم
ای تشنه لب تر از همه ی تشنه ها حسین
صلی الله علیک یا ابا عبدالله
اللهم عجل لولیک الفرج