-
نوشتهشده در ۱۳ خرداد ۱۳۹۸، ۱:۰۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
بداندیش ِمردم به جز بد ندید
بیفتاد و عاجـزتـر از خود ندیدتو هرگز رسیدی به فریاد کس
که میخواهی امروز فریادرساگر بد کنی چشم نیکی مدار
که هرگز نیارد ، گـز انگور بار ...#سعدی
-
نوشتهشده در ۱۳ خرداد ۱۳۹۸، ۳:۲۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
اجازه میدی که بگم حرف ترانه هام تویی ؟
دلیل زنده بودنم ٬ درد بهانه هام تویی ؟
اجازه میدی که شبا همش بیام تو خواب تو ؟
اون عکسی که با هم داریم جا بدمش تو قاب تو ؟
-
نوشتهشده در ۱۳ خرداد ۱۳۹۸، ۸:۳۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
دلم دردی که دارد با که گوید
گنه خود کرد تاوان از که جویددریغا نیست همدردی موافق
که بر بخت بدم خوش خوش بموید -
نوشتهشده در ۱۳ خرداد ۱۳۹۸، ۸:۵۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
علی ای همای رحمت توچه آیتی خدا را؟
که به ما سوا فکندی همه سایه ی هما را
دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را -
نوشتهشده در ۱۳ خرداد ۱۳۹۸، ۱۳:۱۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
با درد بساز چون دوای تو منم
در کس منگر که آشنای تو منم
گر کشته شدی مگو که من کشته شدم
شکرانه بده که خون بهای تو منم
-
دیگران را عید اگر فرداست ما را این دمست
روزه داران ماه نو بینند و ما ابروی دوست
سعدی -
نوشتهشده در ۱۳ خرداد ۱۳۹۸، ۱۶:۵۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
و ندایی که به من می گوید :
”گر چه شب تاریک است
دل قوی دار ،
سحر نزدیک است “
دل من در دل شب
خواب پروانه شدن می بیند -
نوشتهشده در ۱۳ خرداد ۱۳۹۸، ۱۶:۵۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
رفتی و ندیدی که چه محشر کردم
با اشک تمام کوچه را تر کردم
وقتی که شکست بغض تنهایی من
وابستگی ام را به تو باور کردم -
خداحافظ ای ماه غفران و رحمت
خداحافظ ای ماه عشق و عبادت
خداحافظ ای ماه نزدیکی بر آرزوها
خداحافظ ای ماه مهمانی حق تعالی
خداحافظ ای دوریت سخت و جانکاه
خداحافظ ای بهترین ماه الله -
نوشتهشده در ۱۴ خرداد ۱۳۹۸، ۰:۵۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
من سجده به خاک جمکران میخواهم
از یوسف گمگشته نشان میخواهم
فریاد و فغان، از غم تنها بودن
من مهدی صاحب الزمان میخواهم
اللهم عجل لولیک الفرج
-
نوشتهشده در ۱۴ خرداد ۱۳۹۸، ۱۱:۱۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت
یاد تو میرفت و ما عاشق و بیدل بدیم
پرده برانداختی کار به اتمام رفت
گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی
حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت
سعدی جان -
نوشتهشده در ۱۴ خرداد ۱۳۹۸، ۱۷:۰۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ
ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ -
نوشتهشده در ۱۴ خرداد ۱۳۹۸، ۱۸:۰۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
به آسمان نرسد هر که خاک پای تو نیست
فرو رود به زمین هر که در هوای تو نیست
مگر تو خود به خموشی ثنای خودگویی
وگرنه هیچ زبان در خور ثنای تو نیست
شکوه بحر چه سازد به تنگنای حباب؟
سپهر بی سر و پا ظرف کبریای تو نیست
سپرد جا به تو هر کس ز بزم بیرون رفت
تویی به جای همه، هیچ کس به جای تو نیست
مگر ز نعمت دیدار سیر چشم شود
وگرنه هر دو جهان در خور گدای تو نیست
مگر قبول تو آبی به روی کار آرد
وگرنه بندگی چون منی سزای تو نیست
بساز از دل سنگین خویش آینه ای
که هیچ آینه را طاقت لقای تو نیست
جواب آن غزل است این که گفت مرشد روم
چه گوهری تو که کس را به کف بهای تو نیست
صائب تبریزی -
نوشتهشده در ۱۴ خرداد ۱۳۹۸، ۱۸:۰۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
تویی به جای همه و هیچکس به جای تو نیست
چه گوهری تو که کس را به کف بهای تو نیست
صائب تبریزی -
نوشتهشده در ۱۵ خرداد ۱۳۹۸، ۵:۲۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
زهي عشق زهي عشق كه ماراست خدايا *
چه نغزست و چه خوبست چه زيباست خدايا -
نوشتهشده در ۱۵ خرداد ۱۳۹۸، ۵:۲۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
در میکده دوش زاهدی دیدم مست
تسبیح به گردن و صراحی در دست
گفتم : ز چه در میکده جا کردی ؟ گفت
از میکده هم به سوی حق راهی هست
-
نوشتهشده در ۱۵ خرداد ۱۳۹۸، ۷:۰۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
ز کدام رَه رسیدی؟ زِ کدام در گذشتی؟
که ندیده دیده ناگه به درونِ دل فتادى؟ -
نوشتهشده در ۱۵ خرداد ۱۳۹۸، ۱۰:۴۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
شباهت تو و من هر چه بود ثابت کرد
که فصل مشترک عشق و عقل، تنهاییست -
نوشتهشده در ۱۵ خرداد ۱۳۹۸، ۱۲:۲۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی و دلم ثانيه ای بند نشدلب تو ميوه ممنوع، ولی لب هايم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشدبا چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هيچ کس، هيچ کس اين جا به تو مانند نشدهر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشين تو در اين سينه خداوند نشدخواستند از تو بگويند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد! -
نوشتهشده در ۱۵ خرداد ۱۳۹۸، ۱۲:۴۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
%(#ff00bb)[این سنگ خدایان که تبر می شکنند]
%(#f56cd0)[روزی که بیایی از کمر می شکنند]
%(#f28cd7)[بردار تبر را و بزن ابراهیم!]
%(#f29bdb)[ بت های بزرگ زودتر می شکنند]