-
نوشتهشده در ۱۲ تیر ۱۳۹۸، ۱۵:۵۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۱۳ تیر ۱۳۹۸، ۶:۰۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
شیطان که رانده گشت جز یک گناه نکرد٬
خود را برای سجده ادم رضا نکرد٬شیطان هزار مرتبه بهتر زبی نماز ٬
او سجده بر ادم و این بر خدا نکرد -
نوشتهشده در ۱۳ تیر ۱۳۹۸، ۷:۴۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
به هرچه مینگرم مست وهمپیماییست
فتاده است در این آب، بنگ،روزگار -
نوشتهشده در ۱۳ تیر ۱۳۹۸، ۱۳:۲۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۱۳ تیر ۱۳۹۸، ۱۹:۱۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
ای دل ساده خودت را بیش ازاین تنها نکن
از غرور خسته ی من خواهش بی جا نکنای دل من عشق مرده در میان شهر ما
گوشـه ای بنشین و ما را لااقل رســوا نکننیست بر مهر و محبت های مردم اعتماد
عاشقی را جست و جو در ظلمت دنیا نکنبر درِ قلب پر از رنج خودت قفلی بزن
در دل تنهاییت غیر از خدا را جا نکنچوب حراجی نزن بر خلوت و تنهایت
ای دل ساده خودت را بیش از این تنها نکن -
نوشتهشده در ۱۳ تیر ۱۳۹۸، ۱۹:۱۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
از من رمقی به سعی ساقی مانده است
وز صحبت خلق بی وفایی مانده استاز باده دوشین قدحی بیش نماند
از عمر ندانم که چه باقی مانده استخیام
-
نوشتهشده در ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ۳:۳۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
بسکه واماندیم نقش پای ما از ما گذشت....
-
نوشتهشده در ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ۳:۳۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
صدقیامت رفت و امروز مرا فردا نکرد.......
-
نوشتهشده در ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ۲۱:۲۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
وقتی که دل شوم ٬ ضربانم نمی شوی ٬
خون گریه هم کنم ٬ نگرانم نمی شوی!این مرده ای که جان نسپرده فقط ٬ منم!
جان منی ولی هیجانم نمی شویباران بهانه شد که کمی عاشقم شوی
نه ! بی تفاوتی ... به گمانم نمی شویزردم هنوز و حال و هوایم گرفته است
تب دارم و تو تاب و توانم نمی شویدر چشمهام سوزش شعر و شراره است
آتشفشانم و فورانم نمی شویفیروزه ی نگاه تو نقش جهان من !
پلکی زدی که نصف جهانم نمی شوی ؟من مثل سرزمین غزل های مرده ام
ای زنده رود من ! شریانم نمی شویحالا که دل شدم ضربانم نمی شوی
خون گریه می کنم ٬ نگرانم که می شوی؟! ... -
نوشتهشده در ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ۲۱:۲۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم
امید ز هرکس که بریدیم، بریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشهی بامی که پریدیم، پریدیمرم دادن صید خود از آغاز غلط بود
حالا که رماندی و رمیدیم، رمیدیم -
یک روز به هیبت سحر می آید
با سوز دل و دیده ی تر می آید
یک روز به انتقام هفتادو دو شمس
با سیصد و سیزده قمر می آید
اللهم عجل لولیک الفرج
نوشتهشده در ۱۵ تیر ۱۳۹۸، ۲۳:۰۵ آخرین ویرایش توسط انجام شدهخجالت میکشم آقا بگویم یارتان هستم
که میدانی و میدانم فقط سربارتان هستم
من و این بی وفایی ها و این توبه شکستن ها
حلالم کن که عمری موجب آزارتان هستم
اللهم عجل لولیک الفرج
-
همه نارفیقن ای رفیقم
کجااایی که دلم گرفته -
نوشتهشده در ۱۶ تیر ۱۳۹۸، ۸:۳۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
همیشه هر که دم از عاشقی زده تنهاست
نماز آن که مکبر شود جماعت نیست -
نوشتهشده در ۱۷ تیر ۱۳۹۸، ۲:۲۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
مرا محتاج رحم این و آن کردی،
ملالی نیست
توام محتاج خواهی شد،
جهان دارِ مکافات است...[فاضل نظری]
-
نوشتهشده در ۱۷ تیر ۱۳۹۸، ۲:۳۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
ای بی وفا ، چه چاره کنم با جفای تو ؟
تا کِی جفا کشم به امیدِ وفای تو ؟هلالی جغتایی
-
نوشتهشده در ۱۸ تیر ۱۳۹۸، ۱۶:۱۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
ناگهان زنگ مـی زند تلفن، ناگـــهان وقت رفتنت باشد…
مرد هم گریه می کند وقتی سر ِ من روی دامنت باشد
بکشی دست روی تنهاییش، بکشد دست از تو و دنیات
واقعا عاشق خودش باشــی، واقعـــا عاشق تنت باشد
روبرویت گلـولــــه و باتـوم، پشت ســــر خنــــجر رفیقـــــانت
توی دنیای دوست داشتنی!! بهترین دوست، دشمنت باشد
دل بـــه آبــی آسمان بدهی، به همه عشق را نشان بدهی
بعد، در راه دوست جان بدهی… دوستت عاشق زنت باشد!
چمدانی نشسته بر دوشت، زخم هایی به قلب مغلوبت
پــــــرتگاهـــی بـــــه نام آزادی مقـــصد ِ راه آهنت باشد
عشق، مکثی ست قبل بیداری… انتخابی میان جبر و جبر
جام سم تـــوی دست لرزانت، تیــــغ هم روی گردنت باشد
خسته از «انقلاب» و «آزادی»، فندکـی درمیاوری… شاید
هجده «تیر» بی سرانجامی، توی سیگار «بهمنت» باشد -
نوشتهشده در ۱۸ تیر ۱۳۹۸، ۱۸:۵۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
زندگی یک چمدان است که می آوریشبار و بندیل سبک می کنی و می بریش
خودکشی،مرگ قشنگی که به آن دل بستم
دسته کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم
گاه و بیگاه پُر از پنجره های خطرم
به سَرم می زند این مرتبه حتما بپرم
گاه و بیگاه شقیقه ست و تفنگی که منم*
پ.ن:زندگی خیلی کوتاه هست مرگ خیلی نزدیک قبل از مردن به چه چیزایی میخوایید برسید؟خودتون رو وقف کار کنید و بهش برسید ....
به اندام ایده آل به رشته دلخواه به ثروت مد نظر به هر چیزی که میخوایید برسید ... آرزو دلیل بر استعداده هیچ گوسفندی نمیاد آرزو بکنه رئیس دانشگاه هاروارد باشه
وقتت رو با حسادت به یکی هدر نده اگه میخوای اونو کوتاه نشون بدی با تحقیر کردن بزرگتر میشه و تو کوچیکتر راهش اینه که خودت بهتر از اون بشی!
برای کوتاه کردن یه خط فقط لازمه که خط بلند تری کشید...
و زندگی وقتی تلخ میشه که بگی
بدخواه من
نیمه من نیست
قلب منی
ولی شایسته تپیدن نیستی -
نوشتهشده در ۱۸ تیر ۱۳۹۸، ۱۹:۰۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
%(#1f04b8)[به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم میگذرد]
-
نوشتهشده در ۱۹ تیر ۱۳۹۸، ۱۲:۴۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
ما گذشتیم و گذشت انچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران
وای به حال دگران..... -
نوشتهشده در ۱۹ تیر ۱۳۹۸، ۱۵:۲۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
خوش به حال مردها
دلشان که بگیرد ؛ سیگار می کشند ،
هر زمان هم که باشد ، بدون ترس و دلهره ، به دلِ خیابان میزنند ،
حتی اگر شد ، وسایل دم دستشان را می شکنند ...!
اما ما زن ها چه ؟!
نه خیابان برای دلتنگی هایمان امن است ، نه سیگار ، با طبعِ لطیفمان سازگار ...
و نه دلِ شکستن ظرف ها را داریم ...
ما زن ها دلمان که میگیرد ؛
زورمان به موهایمان می رسد ، به ناخن هایمان می رسد ، به بغضمان می رسد ...
ما زن ها درمواقعِ دلتنگی ، خیلی قوی که باشیم نهایتش گوشه ای مچاله می شویم ... و بی صدا می میریم ...#نرگس_صرافیان_طوفان